جام جان

وَأَمَّا مَنْ جَاءَكَ يَسْعَى [سوره عبس : 8]
وَهُوَ يَخْشَى [سوره عبس : 9]
فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى [سوره عبس : 10]
این آیات در مورد کیست ؟

وَأَمَّا مَنْ جَاءَكَ يَسْعَى [سوره عبس : 8] وَهُوَ يَخْشَى [سوره عبس : 9] فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى [سوره عبس : 10] این آیات در مورد کیست ؟

- اندازه متن +

سوال1914 :

🍀🔅🌟سلام علیکم 🌟🔅🍀
وَأَمَّا مَنْ جَاءَكَ يَسْعَى [سوره عبس : 8]
وَهُوَ يَخْشَى [سوره عبس : 9]
فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى [سوره عبس : 10]
1. این آیات در مورد کیست ؟
2. اگر در مورد پیامبر اکرم باشد :
سهو و خطا محسوب میشود یا خیر ؟
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ1914
🍀🔅🌟علیکم السلام🌟🔅🍀
🌻🍀🌱🌱🍀🌻
🍀نگاه نخست
🔆🔅🌱 به دلایل واضح اثبات میشود که ، چهره در هم کشیدن ، آنهم برای مومن از پیامبر رئوف و رحیم ،کاملا بعید است که از خود آیات اثبات میشود که در ادامه خواهد آمد .
الحج : 67 لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ فَلا یُنازِعُنَّكَ فِی الْأَمْرِ وَ ادْعُ إِلى‏ رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلى‏ هُدىً مُسْتَقیمٍ
براى هر امتى طریقى براى قربان كردن مقرر كردیم كه هر یك پیرو طریق خویش است در این كار با تو مجادله نكنند و تو به سوى پروردگارت دعوت همى كن كه که تو بر هدایت مستقیم هستی ،
پیامبری که محض هدایت پروردگار متعال و جاده مستقیم حضرت حق باشند ، چطور ممکن خود این جاده کج شده باشد ، کسی که که قائل به عبوسیت پیامبر مهر و رحمت باشد در واقع منکر کلام خدا هست ، چرا که در تائید ایشان آمده!
🌻🔅🌱القلم : 4 وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ
🌷همانا تو ملكات اخلاقى بس بزرگى دارى
🔆🔅🌱کسی که خدای عظیم اخلاقش را با صفت عظیم خطاب میکند چطور ممکن است بناحق عصبانی شده باشد ، از شخص خوش اخلاق عصبانیت بعید است چه برسد به پیامبری که برای عالمیان رحمت است و اخلاقش را خدا، عظیم خوانده .
🔆🔅🌱از بعضی از تفاسیر از جمله الدرر المنثور نکات ویژه و حائز اهمیتی در مورد حضرت بیان میشود ، از جمله اینکه «اخلاق ایشان قران است».
🔆🔅🌱قوله تعالى وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ‏
أخرج ابن مردویه و أبو نعیم فی الدلائل و الواحدی عن عائشة قالت ما كان أحد أحسن خلقامن رسول الله صلى الله علیه و سلم ما دعاه أحد من أصحابه و لا من أهل بیته الا قال لبیك فلذلك أنزل الله تعالى وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ‏
الدر المنثور فی تفسیر المأثور
و أخرج ابن أبى شیبة و عبد بن حمید و مسلم و ابن المنذر و الحاكم و ابن مردویه عن سعد بن هشام قال أتیت عائشة فقلت یا أم المؤمنین أخبرینی بخلق رسول الله صلى الله علیه و سلم فقالت كان خلقه القرآن أما تقرأ القرآن إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ‏
و أخرج ابن المنذر و ابن مردویه و البیهقی فی الدلائل عن أبى الدرداء قال سالت عائشة عن خلق رسول الله صلى الله علیه و سلم فقالت كان خلقه القرآن یرضى لرضاه و یسخط لسخطه‏ و أخرج ابن مردویه عن عبد الله بن شقیق العقیلی قال الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏6، ص: 251
أتیت عائشة فسألتها عن خلق رسول الله صلى الله علیه و سلم فقالت كان أحسن الناس خلقا كان خلقه القرآن‏
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏
* عَبَسَ وَ تَوَلىَّ(1) أَن جَاءَهُ الْأَعْمَى‏(2) وَ مَا یُدْرِیكَ لَعَلَّهُ یَزَّكىَّ(3) أَوْ یَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى(4) أَمَّا مَنِ اسْتَغْنىَ‏(5) فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى‏(6) وَ مَا عَلَیْكَ أَلَّا یَزَّكىَ‏(7) وَ أَمَّا مَن جَاءَكَ یَسْعَى‏(8) وَ هُوَ یخَْشىَ‏(9) فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى‏(10) كلاَّ إِنهَّا تَذْكِرَةٌ(11) فَمَن شَاءَ ذَكَرَهُ(12) فىِ صحُُفٍ مُّكَرَّمَةٍ(13) مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةِ (14) بِأَیْدِى سَفَرَةٍ(15) كِرَامِ بَرَرَةٍ(16) قُتِلَ الْانسَانُ مَا أَكْفَرَهُ(17)
🔆🔅🌱توجه نمائیم که ادامه آیه عبس و تولی میرسد به آیه ) كلّاَ إِنهَّا تَذْكِرَةٌ ، اشاره به قرآن که تذکره است ، قرآنی که خدا به قلب مبارک آنحضرت نازل نموده و به گواه احادیث شیعه و سنی ، خلق و خوی پیامبر اکرم قرآن بوده، یعنی اخلاق حضرتش خارج از دایره قرآن و وحی و خواست خدا نیست ،حضرت رحمت عالمیان محمد ص روح و نور قرآن اند…
🔆🔅🌱در متن آیه كلّاَ إِنهَّا تَذْكِرَةٌ ، قرآن که تذکره اند برای چه کسی؟؟؟آیا برای رسول خدا ،برای پیک ذکر خدا تذکره است ، در حالیکه وجود آنحضرت ذکر خدایند ، و همچنین اهل ذکرند !!! بخدا قسمتان میدهم اندیشه کنید
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحی‏ إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (7ما پیش از تو مردانى نفرستاده‏ایم مگر اینكه به آنها وحى مى‏كرده‏ایم اگر خودتان نمى‏دانید از اهل كتاب بپرسید
اگر ملاک تفسیر آیات را احادیث و روایاتی بگیریم که به شان نزول آیات دلالت داشته باشد ،در آنوقت احادیثی وجود دارند که کاملا مغایر از هم بوده و در تضاد هستند ، و بهترین راه رفع تعارض خود قرآن است .
🍀🔅🌱 بیانی دیگر در آیه عبس و تولی
🌸1) فاعل عبس و تولی مشخص نیست ، معلو نیست به چه کسی برمیگردد
🌸2) در اسباب نزول آیه روایاتی آمده که فاعل را به وجود مقدس حضرت وارد میکنند و در مقابل روایاتی هست که فاعل را به شخص دیگری وارد میکنند .
🌸3) روایات وارده خبر واحد بوده و حجت قطعی نیستند
🌸4) کاملا مشکوک است که فاعل به حضرت برگردد و در مقابل آیاتی هست که یقین داریم به حضرت برمیگردد و به مکارم والای اخلاقی آنحضرت اشاره دارد و عبوسیت را از طرف آنحضرت کاملا نفی میکند ، مثل آیه ،
🌻 و« إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ »
🌻« إِنَّكَ لَعَلى‏ هُدىً مُسْتَقیمٍ »
🌻«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْوَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلینَ آل‏عمران : 159
رحمت خدا تو را با خلق، مهربان و خوش خوى گردانید، و اگر تند خو و سخت دل بودى مردم از پیرامون تو متفرق مى‏شدند، پس چون امت به نادانى در باره تو بد كنند از آنان درگذر و از خدا بر آنها طلب آمرزش كن و براى دلجویى آنان در كار جنگ مشورت نما لیكن آنچه را كه خود تصمیم گرفتى با توكل به خدا انجام ده كه خدا آنان را كه بر او اعتماد كنند دوست دارد و یارى مى‏كند
🌻و ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَو ما تو را جز مایه‏ى رحمت براى جهانیان نفرستاده‏ایم الأنبیاء : 107
🌻لقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌالتوبة : 128
با اینكه هر آینه شما را رسولى از خود شما آمد كه ضرر و هلاك شما بر او گران است و او حریص است بر هدایت شما و به مؤمنین رءوف و رحیم است‏
و همچنین آیات بسیاری که در شان عظیم آنحضرت وارد شده
🌸5) در مقابل مسئله واحد ،امر مشکوک در مقابل امر یقین ، جایگاهی ندارد ، آنچه شک داریم اینستکه آیه عبس در مورد آنحضرت وارد شده و در مقابل آنچه یقین داریم اینستکه خدا آنحضرت را با فضائل اخلاقی ستوده ، پس یقین را میگیریم و شک را میاندازیم
🌸6) در ادامه آیه اشاره دارد که قرآن تذکره است ، كلاَّ إِنهَّا تَذْكِرَةٌ و مسلما این تذکر توسط آنحضرت به اهل عالم ابلاغ شده ، و خود آنحضرت با توجه به بعضی آیات، خودشان حکم ذکر خدا را دارند که وجودشان باعث یاد خدا میشود ، و اهل ذکرند، و مذکر ، تذکر دهنده ، هستند ، پس خطاب و عتاب از خدا ، توسط آنحضرت صادر شده
🌸7) باز در ادامه آیه لحن شدیدتر شده و آیه « قُتِلَ الْانسَانُ مَا أَكْفَرَهُ(17)» آمده ، انسان با این عتاب و خطاب متوجه کیست

🌸8) در روایات مستند آمده که آنحضرت اخلاقشان قرآن بوده ، پس هیچ خصوصیتی که خارج از رضایت خدا باشد از آنحضرت صادر نمیشود
🌸9) معنای عصمت اینستکه آنحضرت در مقامی هستند که الله هیچ وقت او را به حال خود واگذار نمیکنند ، و پیوسته زیر نظر مستقیم خدایند ، هم نطقش ، هم فکر و عملش و …
🔆🔅🌱نقلی از کتاب اسباب النزول(حجتى)، ص: 48
2)
🍀سید مرتضى «علم الهدى» (قدّس اللّه روحه) مى‏گوید: در ظاهر آیه‏هاى سوره «عبس» قرینه‏اى وجود ندارد كه خطابهاى عتاب آمیز آن مربوط به پیامبر اكرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلم) باشد، بلكه به صورت خبر و گزارش محضى است كه به فرد خاصّى به عنوان «مخبر عنه» در آن تصریح نشده و آن فرد، مشخص نگردیده است. علاوه بر این، در آیات مذكور مطالبى به چشم مى‏خورد كه نشانگر آن است: آماج این سخنها عبارت از پیامبر اكرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلم) نمى‏باشد، زیرا عبوس و دژم شدن- حتى با دشمن و بیگانه از اسلام- در خور مقام اخلاقى آنحضرت نبوده است تا چه رسد به آنكه در برابر مؤمنان مشتاق هدایت عبوس و دژم گردد.
🍀مضافا توصیف آن فردى كه در سوره عبس مطرح است- مبنى بر اینكه به اغنیاء روى آور است و نسبت به فقراء بى‏اعتناء مى‏باشد- به هیچوجه مناسب و مشابه اخلاق شریف و خوى لطیف و والاى پیامبر اكرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلم) نمى‏باشد.
مؤید این سخن، گفتار خداوند متعال در وصف مقام اخلاقى آنحضرت است كه توأم با شگفتى و با آمیزه‏اى از كرامت مقام پیامبر اكرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلم) بیان شده است.
خداوند متعال در باره پیامبرش مى‏فرماید:
«وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ» (قلم: 4):
[اى پیامبر!] ترا خوئى بس شگرف است.
و یا فرموده است:
«وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» (آل عمران: 159):
[اى پیامبر!] اگر تو فردى دشخوار و سخت دل مى‏بودى، و شخصیت اخلاقى و روانى تو از رقت و ظرافت و لطف مایه نمى‏گرفت مردم از پیرامون تو مى‏پراكندند.
🍀بنابراین ظاهرا چنین به نظر مى‏رسد كه «عَبَسَ وَ تَوَلَّى …» ناظر به فرد دیگرى غیر از پیامبر گرامى اسلام (صلّى اللّه علیه و آله و سلم) مى‏باشد. چنانكه از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است كه مى‏فرمود: این سوره در باره شخصى از بنى امیه نازل گردید كه در حضور نبّى اكرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلم) به سر مى‏برد. همزمان با حضور او عبد اللّه بن ام مكتوم بر آنها وارد شد. این مرد اموى از حضور یافتن عبد اللّه بدش آمد و نسبت به او احساس و اظهار تنفر مى‏نمود، و خود را «جمع و جور» مى‏كرد و روى درهم مى‏كشید و چهره خویش از او برمى‏گرداند و از وى فاصله گرفت.
خداوند متعال این حالت نكوهیده آن مرد اموى را در قرآن كریم بازگو فرموده و كردار او را با بیان و سخن عتاب آمیز، زشت و ناخوش آیند بر شمرد و فرمود:
🌻🔅🌱 «عَبَسَ وَ تَوَلَّى. أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏. وَ ما یُدْرِیكَ لَعَلَّهُ یَزَّكَّى. أَوْ یَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى‏. أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى‏ فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى. وَ ما عَلَیْكَ أَلَّا یَزَّكَّى. وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ یَسْعى‏. وَ هُوَ یَخْشى‏، فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى» (عبس 1- 10):
آن مرد چهره در هم كشید و روى برگرداند. آنگاه كه آن مرد نابینا بر او وارد شد، تو چه مى‏دانى. شاید او در سایه كردار شایسته و حس ره جوئى و هدایت خواهى خود ازأسباب النزول (حجتی)، ص: 50 پاكیزگى و هدایت برخوردار گردد، یا مواعظ قرآن را فرا گیرد و این مواعظ او را سودمند افتد. امّا آنكه با مال و ثروت و پشت سنگر مقام و منزلتى كه در میان اقوام خود به هم رسانده است و مى‏خواهد خویشتن را غنى و بى‏نیاز وانمود سازد تو بدو روى مى‏آورى.
هیچ امرى ترا ملزم نمى‏سازد كه بدو روى آورى كه چون اسلام نیاورده است. امّا آنكه- شتابان- آهنگ محضر ترا دارد- آنهم در حالیكه از خداى خویش بیمناك است- تو از او غافل مى‏شوى و با دیگران سرگرم مى‏گردى.
اگر چه ظواهر آیات حكایت از آن دارد كه این سخنان در خطاب به خود نبى اكرم (صلّى اللّه علیه و آله و سلم) نازل شده است، و این توهم را بر مى‏انگیزد كه آنحضرت- به خاطر فقر عبد اللّه بن ام مكتوم- از وى اعراض نموده و به حاضران و مشركانى كه در حضور او بودند- به خاطر ریاست و جاه و مقام آنها و گرامیداشتشان- روى آورده است.
پاره‏اى از این حوادث عبارت از خصومتى بود كه میان مردم پدید مى‏آمد، مانند اختلاف و درگیرى- كه از رهگذر دسیسه یهودیان- میان گروهى از قبیله «اوس» و گروهى از قبیله خزرج به وقوع پیوست.
یهودیان خاطره جنگهاى این دو قبیله را- كه در دوران جاهلیت میان آنها روى داده بود- در ذهن آنها تجدید مى‏كردند تا آنانرا از دین اسلام روى گردان سازند. «20»
این یهودیان سر انجام توانستند با اینگونه دسیسه‏ها و ترفندها میان این دو قبیله درگیرى ایجاد كنند، و كار به جائى رسید كه این دو گروه براى جنگ با یكدیگر به حالت‏
19- بنگرید به: مجمع البیان 10/ 437. المیزان 20/ 203- 204.
20- مجمع البیان 2/ 480.
أسباب النزول (حجتی)، ص: 53آماده باش درآمدند و دستور برگرفتن سلاح دریافت كردند.

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply