جام جان

اینکه حضرتعالی فرمودین اسما آفریده های خداوند هستند برای ارتباط بین خالق و مخلوق، آیا این اسما فقط الفاظ بودند یا حقیقت دیگری جز این داشتند؟

اینکه حضرتعالی فرمودین اسما آفریده های خداوند هستند برای ارتباط بین خالق و مخلوق، آیا این اسما فقط الفاظ بودند یا حقیقت دیگری جز این داشتند؟

- اندازه متن +

سوال1555:
🍀 باسلام تکمله #سوال1547 #سوال1555
اینکه حضرتعالی فرمودین اسما آفریده های خداوند هستند برای ارتباط بین خالق و مخلوق، آیا این اسما فقط الفاظ بودند یا حقیقت دیگری جز این داشتند؟ با تشکر
🌸🔆❄️بسم الله الرحمن الرحیم❄️🔆🌸
#پاسخ1555
🍀🔅🌟سلام علیکم🌟🔅🍀
🌻🍀🌱🌱🍀🌻
🔆🔅🌱اسماء حسنای الهی اصل و ریشه ی پدیده های عالم هستی است، هر چه باشند جنس و ماهیت شان حقیقی تر و برتر از جسم و روح و نور است، به بیان دیگر اسماء حسنای الهی از مُلک و ملکوت و جبروت و لاهوت بالاترند!
🔆🔅🌱اسماء حسنا جان حیات است، جان جانان است، برای روح، روح و جان است، اوج معنای هر لفظی است. هر چیزی در برابرشان حکم لفظ را دارد، حتی روح در برابرشان لفظ است، اصل و ریشه ی هر معنایی است، معنای معنای هر چیزی است!
🔆🔅🌱اسماء حسنای الهی از جنس نور نیستند اما روشنایی انوار از آنهاست، اگر اسماء حسنای الهی الفاظ باشند اما لفظی که نظیری ندارد و به الفاظی که ما از آن فهمی داریم هیچ شباهتی ندارند! اما مادر تمام الفاظ عالمند! به هیچ حدی محدود نمیشوند اما حدود هر حدی بواسطه ی آنهاست، خط کش تمام خلق عالم است! خالی از رنگ و صوت است اما هر رنگی به آن رنگ میگیرد و هر صوتی بواسطه ی آنها طنینی می یابد و …

🌸🔅🌱عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ اسْماً بِالْحُرُوفِ وَ هُوَ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْحُرُوفِ غَيْرُ مَنْعُوتٍ وَ بِاللَّفْظِ غَيْرُ مُنْطَقٍ وَ بِالشَّخْصِ غَيْرُ مُجَسَّدٍ وَ بِالتَّشْبِيهِ غَيْرُ مَوْصُوفٍ وَ بِاللَّوْنِ غَيْرُ مَصْبُوغٍ مَنْفِيٌّ عَنْهُ الْأَقْطَارُ مُبَعَّدٌ عَنْهُ الْحُدُودُ مَحْجُوبٌ عَنْهُ حِسُّ كُلِّ مُتَوَهِّمٍ مُسْتَتِرٌ غَيْرُ مَسْتُورٍ فَجَعَلَهُ كَلِمَةً تَامَّةً عَلَى أَرْبَعَةِ أَجْزَاءٍ مَعاً لَيْسَ مِنْهَا وَاحِدٌ قَبْلَ الْآخَرِ فَأَظْهَرَ مِنْهَا ثَلَاثَةَ أَسْمَاءٍ لِفَاقَةِ الْخَلْقِ إِلَيْهَا وَ حَجَبَ وَاحِداً مِنْهَا وَ هُوَ الِاسْمُ الْمَكْنُونُ الْمَخْزُونُ بِهَذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ الَّتِي أُظْهِرَتْ فَالظَّاهِرُ هُوَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ سَخَّرَ سُبْحَانَهُ لِكُلِّ اسْمٍ مِنْ هَذِهِ أَرْبَعَةَ أَرْكَانٍ فَذَلِكَ اثْنَا عَشَرَ رُكْناً ثُمَّ خَلَقَ لِكُلِّ رُكْنٍ مِنْهَا ثَلَاثِينَ اسْماً فِعْلًا مَنْسُوباً إِلَيْهَا «3» فَ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ … الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ … الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ …- الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ- .. الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ … السَّمِيعُ الْبَصِيرُ- .. الْحَكِيمُ … الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ- .. الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ الْمُقْتَدِرُ الْقَادِرُ- السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْبَارِئُ «4» الْمُنْشِئُ الْبَدِيعُ الرَّفِيعُ الْجَلِيلُ الْكَرِيمُ الرَّزَّاقُ الْمُحْيِي الْمُمِيتُ الْبَاعِثُ الْوَارِثُ فَهَذِهِ الْأَسْمَاءُ وَ مَا كَانَ مِنَ الْأَسْمَاءِ الْحُسْنَى حَتَّى تُتِمَّ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ اسْماً فَهِيَ نِسْبَةٌ لِهَذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ وَ هَذِهِ الْأَسْمَاءُ الثَّلَاثَةُ أَرْكَانٌ وَ حُجُبٌ لِلِاسْمِ الْوَاحِدِ الْمَكْنُونِ الْمَحْزُونِ بِهَذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏
التوحيد (للصدوق)، ص: 190
☀️ از حضرت صادق (ع) كه فرمود خداى تبارك و تعالى نامها را بحروف آفريد و آن جناب عز و جل بحرفها منعوت نبود و بدون آنكه بلفظى تلفظ كند يا جسدى داشته باشد كامل در مرتبه جسميت كه سياهى آن از دور نمايان باشد و موصوف نبود بتشبيه كه كسى او را بچيزى تشبيه كند و برنگى‏ رنگ نشده بود و گوشه و كنارها از او برده شده و اندازه‏ها از او دور شده بود و حس و شعور هر صاحب توهمى از او پوشيده و پنهانى بود كه پوشيده نبود چه كنه ذات و حقيقتش از خلق پنهان و آثارش هويدا و ظاهر است يا آنكه در كمال پنهانى نهايت ظهور دارد و ميتواند كه همه اينها بيان احوال آن نام مخلوق باشد بنا بر آنچه در بعضى از نسخ كافى است از افراد نام نه بنا بر آنچه در بعضى از نسخها است چون تمام نسخ توحيد از ذكر نامها بجاى نام و مؤيد اول است آنچه بعد از اين مذكور است كه پس آن نام را كلمه تمام و سخن كاملى گردانيد كه مشتمل بود بر چهار جزء كه هر يك از آن اجزاء نامى است با هم كه يكى از آنها پيش از ديگرى نبود پس سه نام از آن نامها را ظاهر گردانيد بجهت احتياج خلائق بسوى آنها و يك نام از آن نامها را محجوب و مستور ساخت و آن نامى است پوشيده از نظر جميع خلائق كه در خزانه علم خدا است كه غير از او كسى آن را نميداند و اين نامهاى سه‏گانه كه ظاهر شدند آنچه در ميانه آنها كمال ظهور دارد لفظ الله است تبارك و تعالى و حق سبحانه از براى هر نامى از اين نامها چهار ركن را رام و مسخر گردانيد پس آنچه مذكور شده دوازده ركن مى‏شود كه از ضرب سه در چهار و يا چهار در سه بهم ميرسد بعد از آن از براى هر ركنى از اين ركنهاى دوازده‏گانه سى نام را آفريد كه هر يك از آنها دلالت ميكند بر فعلى از افعال او كه بآن ركنها منسوبند و مجموع سيصد و شصت نام مى‏شود و آن رحمان است و رحيم و ملك و قدوس و خالق و بارى و مصور و حى و قيوم و لا تأخذه سنة و لا نوم و عليم و خبير و سميع و بصير و حكيم و عزيز و جبار و متكبر و على و عظيم و مقتدر و قادر و سلام و مؤمن و مهيمن و بارى و منشى و بديع و رفيع و جليل و كريم و رازق و محيى و مميت و باعث و وارث پس اين نامها و آنچه از نامهاى نيكو يا نيكوتر آن جناب باشد غير از اينها تا آنكه سيصد و شصت نام تمام شود همه باين نامهاى سه‏گانه منسوبند و اين نامهاى سه‏گانه اركانند و آن يك نام مكنون و مخزون بواسطه اين نامهاى سه‏گانه و ظهور و كفايت اينها محجوب و مستور شده و اين معنى فرموده خداى تعالى است.
اسرار توحيد / ترجمه التوحيد للصدوق، ص: 194

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply