جام جان

🌻🔆حسن، رائد حوض کوثر🔆🌻

- اندازه متن +

🌼🔆🌼پیشقراول تکامل 🌼🔆🌼

🌹🔅☘️ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ☘️🔅🌹

🔅🌹 «راز حوض کوثر»  «رازهای خفیه حسنیه»  «رمز توحید» «راز مسجد در کلام امام حسن ع»  «شامگاه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام» و … چکیده با تکمله       1404.12.14    علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)  🌹🔅

🔅🌼حدیث حوض کوثر 🌼🔅

عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ‏ أَنَا وَارِدُكُمْ عَلَى الْحَوْضِ وَ أَنْتَ يَا عَلِيُّ السَّاقِي وَ الْحَسَنُ‏ الرَّائِدُ وَ الْحُسَيْنُ الْآمِرُ وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْفَارِطُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ النَّاشِرُ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّائِقُ وَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ مُحْصِي الْمُحِبِّينَ وَ الْمُبْغِضِينَ وَ قَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى مُزَيِّنُ الْمُؤْمِنِينَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مُنْزِلُ أَهْلِ الْجَنَّةِ فِي دَرَجَاتِهِمْ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ خَطِيبُ شِيعَتِهِمْ وَ مُزَوِّجُهُمُ الْحُورَ وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ سِرَاجُ أَهْلِ الْجَنَّةِ يَسْتَضِيئُونَ بِهِ وَ الْهَادِي الْمَهْدِيُّ شَفِيعُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَيْثُ لَا يَأْذَنُ إِلَّا لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى‏[1]

🌷🔆 از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که فرمود:

من بر حوض [کوثر] بر شما وارد خواهم شد. و تو ای علی! ساقی [و آبدهنده] هستی. و حسن «الرائد»، (راهنما و پیشرو) است. و حسین، فرمانده است. و علی بن الحسین، پیشگام است. و محمد بن علی، پرچم‌بردار و آشکارکننده [حقایق] است. و جعفر بن محمد، سوق‌دهنده [مردم به سوی بهشت] است. و موسی بن جعفر، شمارنده دوستداران و دشمنان و درهم‌کوبنده منافقان است. و علی بن موسی، زینت‌بخش مؤمنان است. و محمد بن علی، جای‌دهنده اهل بهشت در درجاتشان است. و علی بن محمد، خطیب شیعیانشان و تزویج‌کننده آنان با حوریان بهشت است. و حسن بن علی، چراغ اهل بهشت است که به نور او روشنی می‌گیرند. و هادی مهدی، شفیع آنان در روز قیامت است، آنجا که [خدا] جز برای کسی که بخواهد و بپسندد، اجازه [شفاعت] نمی‌دهد.

❇️دشمن ولایت کامش به جام کوثر ناکام است

💫🔆يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنْ حَوْضِ‏ رَسُولِ اللَّهِ ص أَ فِي الدُّنْيَا هُوَ أَمْ فِي الْآخِرَةِ فَقَالَ بَلْ فِي الدُّنْيَا  قُلْتُ فَمَنِ الذَّائِدُ عَنْهُ قَالَ أَنَا بِيَدِي هَذِهِ فَلْيَرِدَنَّهُ أَوْلِيَائِي وَ لْيَصْرِفَنَّ عَنْهُ أَعْدَائِي[2]

🔆«ای امیرالمؤمنین، مرا از حوض رسول خدا (ص) خبر ده، آیا در دنیاست یا در آخرت؟

فرمود: بلکه در دنیاست.

گفتم: پس چه کسی از آن دفاع می‌کند (حافظ آن است)؟

فرمود: من با این دست خودم؛ پس یاران من حتما از آن بیاشامند و دشمنان من را از آن دور کنم.»

❇️شارب خمر از شرب جام کوثر محروم است

💫🔆عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: إِنَّهُ لَمَّا احْتُضِرَ أَبِي ع قَالَ لِي يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا يَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ وَ لَا يَرِدُ عَلَيْنَا الْحَوْضَ‏ مَنْ أَدْمَنَ هَذِهِ الْأَشْرِبَةَ فَقُلْتُ يَا أَبَهْ وَ أَيَّ الْأَشْرِبَةِ فَقَالَ كُلَّ مُسْكِرٍ.[3]

🔆 ابوبصیر از ابوالحسن (ع) روایت می‌کند که فرمود: هنگامی که پدرم [امام باقر (ع)] در حال احتضار بود، به من فرمود: پسرم! به درستی که کسی که نماز را سبک بشمارد، به شفاعت ما نمی‌رسد و کسی که به نوشیدنی‌های این چنینی عادت کرده باشد، بر حوض ما وارد نمی‌شود.

پرسیدم: پدرجان، کدام نوشیدنی‌ها؟

فرمود: هر نوشیدنی مست‌کننده‌ای.

❇️صاحب کوثر و مقام اکبر

💫🔆قَالَ عِيسَى ع إِلَهِي مَنْ هُوَ حَتَّى أُرْضِيَهُ فَلَكَ الرِّضَا قَالَ هُوَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ إِلَى النَّاسِ كَافَّةً أَقْرَبُهُمْ مِنِّي مَنْزِلَةً وَ أَحْضَرُهُمْ شَفَاعَةً طُوبَى لَهُ مِنْ نَبِيٍّ وَ طُوبَى لِأُمَّتِهِ إِنْ هُمْ‏  لَقُونِي عَلَى سَبِيلِهِ يَحْمَدُهُ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ يَسْتَغْفِرُ لَهُ أَهْلُ السَّمَاءِ أَمِينٌ مَيْمُونٌ طَيِّبٌ مُطَيَّبٌ خَيْرُ الْبَاقِينَ عِنْدِي يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ إِذَا خَرَجَ أَرْخَتِ السَّمَاءُ عَزَالِيَهَا وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ زَهْرَتَهَا حَتَّى يَرَوُا الْبَرَكَةَ وَ أُبَارِكُ لَهُمْ فِيمَا وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِ كَثِيرُ الْأَزْوَاجِ قَلِيلُ الْأَوْلَادِ يَسْكُنُ بَكَّةَ مَوْضِعَ أَسَاسِ إِبْرَاهِيمَ يَا عِيسَى دِينُهُ الْحَنِيفِيَّةُ وَ قِبْلَتُهُ يَمَانِيَّةٌ وَ هُوَ مِنْ حِزْبِي وَ أَنَا مَعَهُ فَطُوبَى لَهُ ثُمَّ طُوبَى لَهُ لَهُ الْكَوْثَرُ وَ الْمَقَامُ الْأَكْبَرُ فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ يَعِيشُ أَكْرَمَ مَنْ عَاشَ وَ يُقْبَضُ شَهِيداً لَهُ حَوْضٌ‏ أَكْبَرُ مِنْ بَكَّةَ إِلَى مَطْلَعِ الشَّمْسِ‏ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ‏ فِيهِ آنِيَةٌ مِثْلُ نُجُومِ السَّمَاءِ وَ أَكْوَابٌ مِثْلُ مَدَرِ الْأَرْضِ عَذْبٍ فِيهِ مِنْ كُلِّ شَرَابٍ وَ طَعْمِ كُلِّ ثِمَارٍ فِي الْجَنَّةِ مَنْ شَرِبَ‏ مِنْهُ شَرْبَةً لَمْ يَظْمَأْ أَبَداً وَ ذَلِكَ مِنْ قَسْمِي لَهُ وَ تَفْضِيلِي إِيَّاهُ عَلَى فَتْرَةٍ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ يُوَافِقُ سِرُّهُ عَلَانِيَتَهُ وَ قَوْلُهُ فِعْلَهُ لَا يَأْمُرُ النَّاسَ إِلَّا بِمَا يَبْدَأُهُمْ بِهِ دِينُهُ الْجِهَادُ فِي عُسْرٍ وَ يُسْرٍ تَنْقَادُ لَهُ الْبِلَاد[4]

💫🔆 … عیسی (ع) گفت: پروردگارا! آن کیست تا او را خشنود کنم تا تو هم خشنود شوی؟

خداوند فرمود: او محمد، پیامبر خدا برای تمام مردم است. نزدیک‌ترین فرد به من از نظر منزلت و حاضرترین فرد برای شفاعت است. خوشا به حال آن پیامبر و خوشا به حال امتش، اگر آن‌ها مرا بر راه او ملاقات کنند. اهل زمین از او ستایش می‌کنند و اهل آسمان برای او آمرزش می‌طلبند. او امین و میمون و پاکیزه و پاک‌داشته شده و بهترین بازماندگان نزد من است.

او در آخرالزمان ظهور می‌کند؛ زمانی که آسمان ابرهای خود را فرو ریزد و زمین گل و گیاه خود را بیرون اندازد، تا اینکه مردم برکت را ببینند و من در هر چیزی که دستش بر آن بگذارد، برکت قرار دهم.

همسران بسیار و فرزندان اندکی دارد. در مکه، جایگاه پایه ابراهیم، ساکن است.

ای عیسی! دین او «حنیفی» (دین توحیدی و راستین) است و قبله‌اش یمانی است و او از حزب من است و من با او هست. پس خوشا به حال او، سپس باز خوشا به حال او. برای او «کوثر» و «مقام محمود» در باغ‌های عدن است. گرامی‌تر از هر کسی زندگی می‌کند و به شهادت رفته درمی‌رود.

حوضی بزرگ‌تر از مکه تا طلوع خورشید برای اوست، از «راحیق مختوم» (شراب ناب و مهر شده)، که در آن ظروفی مانند ستارگان آسمان و قدح‌هایی مانند خاک‌های زمین است. نوشیدنی آن شیرین است و در آن از هر نوع شراب و مزه هر نوع میوه‌ای در بهشت وجود دارد. هر کس یک جرعه از آن بنوشد، هرگز تشنه نمی‌شود. این به خاطر سهمی است که من برای او قرار داده‌ام و برتری‌ای که به او داده‌ام بر فاصله‌ای که میان تو و اوست.

راز او با آشکارش موافق است و گفتارش با کردارش. مردم را به چیزی فرمان نمی‌دهد مگر اینکه خودش آن را آغاز کند. دین او جهاد است، در سختی و آسانی. سرزمین‌ها برای او فرمان‌برداری می‌کنند.

🔅🌼 نقش ائمه در کوثر🌼🔅

این حدیث شریف حوض کوثر به بیان نقش هر یک از ائمه معصومین (علیهم السلام) در قیامت و در کنار حوض کوثر می‌پردازد:

پیامبر (ص): ورود بر حوض کوثر و حضور اصلی.

امام علی (ع): ساقی؛ ساقی کوثر و آبدهنده به شیعیان.

امام حسن (ع): رائد؛ پیشرو و راهنمای مردم به سوی بهشت.

امام حسین (ع): آمر؛ فرمانده و صاحب امر در آن صحنه.

امام سجاد (ع): فارط؛ پیشگام و کسی که پیش از دیگران وارد عمل می‌شود.

امام باقر (ع): ناشر؛ پرچمدار و کسی که علم و حقایق را آشکار می‌سازد.

امام صادق (ع): سائق؛ به پیش براننده و راننده مردم به سوی بهشت.

امام کاظم (ع): محصی المحبین و المبغضین و قاعط المنافقین؛ شمارنده دوستداران و دشمنان و درهم کوبنده منافقان.

امام رضا (ع): مزین المؤمنین؛ زینت‌بخش مؤمنان.

امام جواد (ع): منزل اهل الجنة فی درجاتهم؛ قراردهنده اهل بهشت در مراتب و درجاتشان.

امام هادی (ع): خطیب شیعتهم و مزوجهم الحور؛ خطیب و سخنران شیعیان و تزویج‌کننده آنان با حوریان بهشت.

امام حسن عسکری (ع): سراج اهل الجنة؛ چراغ فروزان اهل بهشت.

امام مهدی (عج): الهادی المهدی شفیعهم؛ هدایت‌گر راه‌یافته و شفیع شیعیان در روز قیامت.

این حدیث، جایگاه رفیع اهل بیت (علیهم السلام) را در قیامت و مسئولیت هر یک را در هدایت و شفاعت امت به تصویر می‌کشد و بر اهمیت تمسک به آنان در دنیا و آخرت تأکید می‌ورزد.

🔅🌼 شرح «رَائِد» 🌼🔅

این فراز از حدیث نبوی، به تشریح نقش امام حسن مجتبی (علیه السلام) در صحنه حشر و قیامت می‌پردازد. واژه «رَائِد» کلید فهم این مقام است.

💫۱. تحلیل لغوی و معناشناختی «رائد»

ریشه این واژه از «رَوْد» به معنای رفت و آمد کردن و جستجو کردن است. «رائد» در زبان عربی به چند معنا به کار می‌رود که همگی به یک مفهوم کلیدی ختم می‌شوند:

🔶پیشقراول: کسی که پیشاپیش لشکر حرکت می‌کند تا راه را بیابد و از خطرات و وضعیت پیش رو گزارش دهد.

🔶کشف‌کننده و جستجوگر: کسی که برای یافتن آب، مرتع یا محل امن، پیش از دیگران به جستجو می‌پردازد.

🔶راهنما و راه‌یاب: کسی که مسیر را می‌شناسد و دیگران را به مقصد هدایت می‌کند.

🔶نتیجه لغوی: «رائد» به معنای پیشگام، راهنمای پیشرو، کاشف مسیر و تهیه‌کننده مقدمات برای دیگران است.

✅چکامه‌ای از راز حوض کوثر

حال ما بعد از نوش شراب کوثر به وصف در نیاید.

شراب کوثر مقدمه‌ای است که آثارش متن آن را تشکیل می‌دهد،

نوشیدن شراب طهور رائدی می خواهد، و مقدمه و زمینه‌سازی لازم دارد، امام حسن مجتبی علیه السلام رائد جام کوثر است.

شراب کوثر یک اتفاق عظیمی را در جان ما رقم خواهد زد، تحولات عظیمی در عرصه بندگی رخ خواهد داد!

حال و هوای ما بعد از نوشیدن جام کوثر شگفتانه‌های خاصی خواهد داشت.

مزرعه جان ما با آب کوثر خرمی ملکوتی خواهد داشت.

آب کوثر فراتر از آب حیات است.

آب کوثر آب حیات تقرب و آب حیات عشق ویژه الهی است.

کام و جان باید مستعد آب کوثر گردد و امام حسن مجتبی علیه السلام معدّ آن است.

آب کوثر رحیق مختوم است، مفتوح نیست، هیچ کامی آن را نچشیده، آثار و احوالش قابل درک و فهم نیست! آثار عجیبه‌ای خواهد داشت!

شراب کوثر جامع تمام خوشی‌های عالم است. طعم تمام است.

مؤثر در ظاهر و باطن نوشندگان است، منشأ تغییر و تحولات بنیادین است!

حیات خاص را موجب خواهد شد. تجربه زندگی بدیع را به ظهور خواهد رساند!

آب کوثر به طعم تمام خوشی‌های آفرینش، عصاره گیتی و به مزه قرب قریب است.

تا رائد کام نباشد کام به جام کوثر آشنا نخواهد شد! برای مزه آب کوثر نیاز به عصب خاصی داریم مثل عصب حسنی! که تفسیری از رائد آب کوثر است.

✅امام حسن رائد حسنات است

پیشقراول شفاعت، گستراننده شفاعت، پیشقراول عاشوراء، پیشقراول خوبی‌ها

✅ امام حسن علیه السلام رائد جان است

اگر بدون رائد باشیم، سرگردان می‌شویم

امام حسن علیه السلام راز پردازشگری است.

امام حسن علیه السلام رائد باطنی و ظاهری است. چه بسا انسان روح خود را، دل، میل، فطرت و … خود را بدون امام گم کند، جهان خود را فراموش کند، هویت و هدف خود را از یاد ببرد.

اگر حواس ما بدون رائد بماند، به هیچ محسوسی نخواهد رسید.

✅امام حسن علیه السلام رائد قلوب و عیون و آذان

✨🔆الأعراف : 179   وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ

🔆به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آنها دلها [عقلها] يى دارند كه با آن (انديشه نمى‏كنند، و) نمى‏فهمند؛ و چشمانى كه با آن نمى‏بينند؛ و گوشهايى كه با آن نمى‏شنوند؛ آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)!

✨🔆الحج : 46   أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتي‏ فِي الصُّدُورِ

🔆آيا آنان در زمين سير نكردند، تا دلهايى داشته باشند كه حقيقت را با آن درك كنند؛ يا گوشهاى شنوايى كه با آن (نداى حق را) بشنوند؟! چرا كه چشمهاى ظاهر نابينا نمى‏شود، بلكه دلهايى كه در سينه‏هاست كور مى‏شود.

✅امام حسن علیه السلام رائد حقیقت است.

اگر چشم ما بدون رائد بماند، نور و روشنائی و مناظر را درک نخواهد نمود،  کور خواهد شد.

رائد روح رمز درک حیات روحانی است.

رائد اعصاب و روان راز حس و حرکت است.

رائد اشتها راز میل و جاذب و مجذوب است.

رائد زیبائی راز حس جمالی است. انسان هر چند میان زیبائی باشد بدون رائد، درکی از آن نداشته داشت.

رائد علم راز معلومات است.

هر چند محاط علم باشیم اگر رائد علم نباشد جهل بر ما غلبه خواهد نمود

تفاوت میان انسان به معنای انسان با انعام در ارتباط با رائد است.

انسان محاط رحمت، نعمت، ملکوت، جبروت و اسماء حسنی است رائد نباشد هیچ درکی از هیچکدام نخواهد داشت.

✅ رائد گمشدگان را یابنده است

بدون امام حسن ع در دنیا و آخرت گم خواهیم شد.

امام حسن ع رائد معرفت

بدون رائد مزه آب را نخواهیم چشید، راز آب را نخواهیم دانست.

✅ رائد قله، تکامل

بدون رائد به قله و مقصد نخواهیم رسید.

✅ رائد راه بلد کار بلد است

امام حسن ع رائد و راه‌انداز کامل فطرت است.

رائد کلید دست یابی به رموزات خفیه است.

❇️منظومه حسنی راز نظم و صراط مستقیم

امام حسن علیه السلام راز به سوی آب دویدن و آب از سراب باز شناختن است. رائد آب بسوی حیات می‌خواند.

✨🔆النور : 39   وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِسابِ

🔆كسانى كه كافر شدند، اعمالشان همچون سرابى است در يك كوير كه انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد؛ امّا هنگامى كه به سراغ آن مى‏آيد چيزى نمى‏يابد، و خدا را نزد آن مى‏يابد كه حساب او را بطور كامل مى‏دهد؛ و خداوند سريع الحساب است‏

💫🔆عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنْ هَذِهِ الْآيَةِ، فَقَالَ: وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بَنُو أُمَيَّةَ أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً وَ الظَّمْآنُ: نَعْثَلٌ، فَيَنْطَلِقُ بِهِمْ، فَيَقُولُ أُورِدُكُمُ الْمَاءَ حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ‏».[5]

🔆جابر بن یزید گفت: از ابوجعفر (علیه‌السلام) درباره این آیه پرسیدم، فرمود:

«وَ الَّذِينَ كَفَرُوا» (آن‌ها که کفر ورزیدند) بنی‌امیه هستند؛ «أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ» (اعمالشان مانند سرابی در زمین هموار است) «يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً» (که تشنه‌ای آن را آب می‌پندارد) و آن تشته‌ای «نعثل» است؛ «فَيَنْطَلِقُ بِهِمْ» (پس با آن‌ها به راه می‌افتد) «فَيَقُولُ أُورِدُكُمُ الْمَاءَ» (و می‌گوید: شما را به آب می‌رسانم) «حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً» (تا زمانی که به آن می‌رسد، چیزی نمی‌یابد) «وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ» (و خدا را در آنجا می‌یابد، پس حسابش را به طور کامل به او می‌رساند) «وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ» (و خداوند سریع‌الحساب است).»

❇️فرعونیان اصحاب خود را به سوی سراب  و هلاکت می‌خوانند.

امام حسن ع را نشناسیم اسیر فرعونیان خواهیم شد. امام ما را بسوی آب و حقیقت و حیات می‌خوانند و فرعونیان انسان را به سوی سراب و باطل و مرگ فرا می‌خوانند.

رائد شناس نباشیم اسیر فرعونیان و معاویه‌ها خواهیم شد.

✨🔆هود : 96   وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ

🔆ما، موسى را با آيات خود و دليل آشكارى فرستاديم ..

✨🔆هود : 97   إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ ما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشيدٍ

🔆بسوى فرعون و اطرافيانش؛ اما آنها از فرمان فرعون پيروى كردند؛ در حالى كه فرمان فرعون، مايه رشد و نجات نبود!

✨🔆هود : 98   يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ

🔆روز قيامت، او در پيشاپيش قومش خواهد بود؛ و (به جاى چشمه‏هاى زلال بهشت) آنها را وارد آتش مى‏كند! و چه بد آبشخورى است (آتش)، كه بر آن وارد مى‏شوند!

✨🔆هود : 99   وَ أُتْبِعُوا في‏ هذِهِ لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ

🔶«وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ» و در اين دنيا دچار لعنت گردند كه همان غرق در آب باشد و در روز قيامت نيز به لعنت دچار شوند كه همان عذاب آخرت باشد، و برخى گفته‏اند: خدا در دنيا آنان را بلعنت دچار كرد باين ترتيب كه آنها را از رحمت خود دور ساخت و پيمبران و مؤمنان نيز بر آنها لعنت كنند، و در روز قيامت نيز بلعنت دچار گردند كه در هر كجا باشند لعنت از آنها جدا نشود.

🔶«بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ» يعنى عطاى كسى كه از آتش و لعنت باشد بد عطائى است و اينكه نام آن را عطا گذارده براى مقابله آن با عطاهاى اهل بهشت از انواع نعمتهاى الهى است، قتاده گفته: دو لعنت از جانب خدا براى آنها پى در پى آمده لعنت دنيا و لعنت آخرت، و نافع بن رزاق از ابن عباس پرسيد: معناى‏ «بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ» چيست؟

گفت: لعنت دنبال لعنت.[6]

🔶بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ

دوزخ بد جاى ورود و پذيرائى است.

أَرْفَدْتُه: بخششى برايش قرار دادم كه به تدريج دريافت كند.

❇️رائد پیشران

💫تبیین کلامی و فرجام نقش امام حسن (ع) به عنوان «رائد»

در منظومه فکری شیعه، حدیث حوض کوثر از پیامبر (ص) اشاره به وظایف الهی و ملکوتی ائمه علیهم السلام است.

🔶در این حدیث مبارک رهبری پیشقراولان بهشت: امام حسن (ع) در روز قیامت، پیشاپیش همه مؤمنان و شیعیان، حرکت می‌کند تا راه ورود به بهشت و مراحل آن را برای آنها هموار و آماده سازد. او مسیرها را می‌پیماید و خطرات و منازل را می‌شناساند.

🔶آماده‌سازی و اعلام شرایط: همانطور که یک «رائد» در دنیا شرایط سفر را بررسی می‌کند، امام حسن (ع) نیز شرایط و مقدمات لازم برای ورود امت به سرای آخرت را فراهم می‌آورد و آنان را از آن آگاه می‌سازد.

🔶ارتباط با شفاعت: این نقش، مقدمه‌ای برای شفاعت گسترده‌تر است. او راه را برای شفاعت دیگر ائمه، به ویژه شفاعت بزرگ پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام)، هموار می‌کند.

🔶رائد به شفاعت وسعت می‌بخشد.

❇️امام حسن علیه السلام پیش‌قراول عاشورا

💫پیوند این مقام با زندگی دنیوی امام حسن (ع)

این توصیف، تصادفی نیست و با سیره و زندگی امام حسن (ع) در دنیا ارتباط عمیق تمثیلی و واقعی دارد:

🔶پیشگامی در علم و فضیلت: ایشان در دنیا نیز «رائد» و پیشگام در علوم الهی، اخلاق، عبادت و سلوک بودند و راه را برای دیگران نشان می‌دادند.

🔶آماده‌سازی زمینه برای امامت امام حسین علیه السلام: صلح تحمیلی و تاریخی امام حسن (ع) با معاویه، نمونه بارز یک عمل «رائدانه» است. ایشان با این اقدام، مانند یک پیشقراول، مسیر را برای قیام و احیای نهایی دین به دست حضرت سید الشهدا علیه السلام هموار کرد. ایشان با حفظ جان شیعیان و هسته اصلی  مومنان، زمینه را برای قیام عاشورا آماده ساخت. بنابراین، در دنیا نیز «رائد» امام حسین (ع) بود.

🔶کشف حقیقت برای امت:  در دوران پرآشوب پس از پیامبر (ص)، امام حسن (ع) با رفتار و سیره خود، حقیقت اسلام ناب و چهره نفاق را برای امت آشکار و «کشف» کرد.

🔶حضرت چهره تزویر و ریا بر ملا کرد.

❇️رائد آب حیات، رائد حقیقت،

رائد راه باز کن هر انسدادی است.

امام حسن مجتبی علیه السلام، رائد ملکوت اعلی است. حضرت سلطان‌اند جواز گذرند!

✨🔆الرحمن : 33   يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ

🔆اى گروه جنّ و انس! اگر مى‏توانيد از مرزهاى آسمانها و زمين بگذريد، پس بگذريد، ولى هرگز نمى‏توانيد، مگر با سلطان!

💫🔆رَوَى مَسْعَدَةُ بْنُ صَدَقَةَ عَنْ كُلَيْبٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَأَنْشَأَ يُحَدِّثُنَا فَقَالَ: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ الْعِبَادَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ يُوحَى إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا أَنِ اهْبِطِي بِمَنْ فِيكَ، فتحبط [فَيَهْبِطُ] أَهْلُ السَّمَاءِ الدُّنْيَا بِمِثْلَيْ مَنْ فِي الْأَرْضِ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الْمَلَائِكَةِ، فَلَا يَزَالُونَ كَذَلِكَ حَتَّى يَهْبِطَ أَهْلُ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ فَتَصِيرَ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ فِي سَبْعِ سُرَادِقَاتٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ، فَيُنَادِي مُنَادٍ:

«يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ» الْآيَةَ فَيَنْظُرُونَ فَإِذَا قَدْ أَحَاطَ بِهِمْ سَبْعَةُ أَطْوَاقٍ‏ مِنَ الْمَلَائِكَةِ.[7]

💫🔆این روایت از مسعوده بن صدقة، از کلیب، از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نقل شده است و درباره روز قیامت و جمع‌آوری انسان‌ها و جن و ملائکه در یک مکان وسیع (صعید واحد) صحبت می‌کند. در این روایت، به ترتیب زیر اتفاق می‌افتد:

جمع‌آوری عباد در یک صعید واحد: در روز قیامت، خداوند تمامی بندگان خود (انس، جن و ملائکه) را در یک مکان وسیع و یکسان جمع می‌کند.

فرمان به سماوات برای نزول: خداوند به سماوات دنیا (دومین سماوات) فرمان می‌دهد: «اهبطی بمن فیک»، یعنی از سماوات خود کسانی که در آن‌ها هستند را نزول دهید.

نزول اهل سماوات دنیا: اهل سماوات دنیا (که شامل جن، انس و ملائکه می‌شود) به میزان دو برابر افراد زمین نزول می‌کنند.

تکرار فرمان برای هفت سماوات: این فرمان به تدریج برای هفت سماوات تکرار می‌شود، و هر سماواتی افراد خود را به زمین می‌فرستد.

تشکیل سرادرق‌های ملائکه: در نهایت، جن و انس در سه‌گانه‌ای از سرادرق‌های ملائکه (یعنی هفت سرادرق) احاطه می‌شوند. این سرادرق‌ها به معنای لایه‌های یا گروه‌های ملائکه هستند که به صورت حلقه‌ای اطراف آن‌ها قرار می‌گیرند.

ندا زدن نادی: پس از اینکه همه جمع شدند، یک نادی (مُنَادٍ) صدا می‌کشد و می‌گوید:

«يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ»

ای مردم جن و انس، اگر توانستید…

این جمله به معنای یک چالش یا آزمون است که به جن و انس داده می‌شود،

احاطه هفت طوقه ملائکه: در پایان، آن‌ها به دید می‌آورند که هفت طوقه (حلقه) از ملائکه به صورت حلقه‌ای اطراف آن‌ها قرار گرفته‌اند،

❇️نقش «رائد» در زنجیره وظایف ائمه (ع) در قیامت

حدیث حوض کوثر، نقش‌ها را به صورت زنجیروار و مرتبط به هم بیان می‌کند:

پیامبر (ص): محور اصلی (وارِد)

امام علی (ع): ساقی و توزیع کننده نعمت‌ها (سَاقی)

امام حسن (ع): راهنما و پیشقراول (رَائِد)؛  او مسیر را برای سیر و حرکت مردم به سوی منبع فیض (امام علی ع) هموار می‌کند.

امام حسین (ع): فرمانده و صاحب امر (آمِر)؛ پس از آماده‌سازی مسیر توسط «رائد»، فرماندهی و هدایت نهایی را به عهده می‌گیرد.

این نشان می‌دهد که شفاعت و هدایت در قیامت، یک کار گروهی و منظم تحت ولایت الله است و هر امامی مسئولیت خاص خود را دارد.

«وَ الْحَسَنُ‏ الرَّائِدُ» به این معناست که حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) در قیامت، پیشگام، راهنمای پیشرو و تهیه‌کننده مقدمات ورود مؤمنان به سرای آخرت است. این مقام، همسو با نقش تاریخی و سیره دنیوی ایشان است که در آن به عنوان یک پیشقراول، زمینه‌ساز قیام احیاگرانه امام حسین (ع) و حافظ اسلام ناب محمدی (ص) بودند. این تعبیر، جایگاه بی‌بدیل ایشان را در نظام شفاعت و هدایت امت در آخرت به تصویر می‌کشد.

❇️تبیین «الرائد» در پرتو حکمت مشکاتیه و عرفان نظری

«مُعِدّ الطریق»

❇️تحلیل پدیدارشناختی-هرمنوتیک:

 رائد به مثابه «پیش‌فهم»

🔶پیش‌فهم سالکان: هر فهمی نیازمند یک «پیش‌فهم»  از کل است تا جزئیات معنا یابد. مقام «رائد» برای امام حسن (ع) ایجاد «پیش‌فهم» از بهشت برای سالکان طریق است.

رائد راننده فهم به سوی قله فهم‌اند. راهنمای بسوی ناشناختنی‌ها، نورانی کننده ذهن، به بلوغ رساندن فقه، نور روی نور می‌افزاید، رحمت روی رحمت انباشته می‌سازد.

بدون حسن لعنت گریبانگیر آدمی شود!

بدون حسن جایگاه رو به بئس الرفد المرفود است.

🔶افهام ساحت قدس: چگونه می‌توان بهشت، که ساحتی کاملاً غریب و «دیگر» است را فهمید؟ نقش «رائد»، آشنا کردن غریبه است. او با پیشگامی خود، اولین نشانه‌ها، قواعد و زبان آن عالم را برای اهل ایمان تفسیر و نمایان می‌سازد و زمینه فهم نهایی را فراهم می‌آورد. او مفسر وجودی  عالم آخرت است.

🔶شکستن حجاب غربت: حرکت او در پیشاپیش کاروان، خود به تنهایی یک «نماد پدیدارشونده» است که غربت و هراس وجودی از ناشناخته بودن قیامت را می‌شکند و آرامش وجودی ایجاد می‌کند.

❇️رائد به مثابه «رهبر سفر»

🔶در ناخودآگاه جمعی، «رهبر سفر» یا «راهنمای باطنی»  القاگری است که همچون نوری است که برای آدمی مسیر گشائی می‌کند.

🔶امام حسن ع راهنمای دائمی در باطن موجودات: امام حسن (ع) در این نقش، تحقق کامل و متعالی راهنمای باطنی در حقیقت دینی است. او دلیل المؤمنین است که نه در عالم خیال، بلکه در عینیت قیامت، گذار از صراط به سوی حوض کوثر و سپس بهشت را رهبری می‌کند.

🔶فراتر از اسطوره: این نقش، اسطوره را نفی و حقیقت می‌بخشد. اسطوره تنها سایه‌ای ضعیف از این حقیقت متعالی است که در وجود امام متجلی شده است.

❇️تحلیل اخلاق سلوکی-سیاسی:

 رائد به مثابه «موضوع انقلابی» پیشگام

🔶از منظر فلسفه سیاسی، «رائد» را می‌توان سوژه انقلابی دانست که پیش از دیگران، هزینه می‌پردازد تا افق جدیدی بگشاید.

🔶پیشقراولی در سیاست ورزی: صلح امام حسن (ع) یک کنش رائدانه  بود. او پیش از همه، تن به یک کنش غیرمتعارف (صلح ظاهری) داد تا:

افق را برای کنش بعدی (قیام امام حسین) روشن کند.

نقشه دشمن (معاویه) را برای امت آشکار سازد.

الگویی از «تقیه فعال» و مبارزه منعطف را به نمایش بگذارد.

🔶تأسیس الگو(پارادایم): این صلح، یک الگوی شیعی در مواجهه با قدرت طاغوت در شرایط خاص را بنیان نهاد که در آن، «بقای اسلام» بر «بقای ظاهری حکومت» اولویت دارد. او راه را برای این نوع نگاه باز کرد.

❇️رائی چونان عصب حسی

🔶آیا امام حسن علیه السلام کام شیعیان را باز خواهد نمود، عصب حسی شیعیان خواهد بود؟

 امکان ورود به بهشت و درک بهشتی و حس بهشتی تنها با رائد بهشتی میسر است.

🔶امام حسن مجتبی (ع) در مقام «الرائد»، نخستین تجلی گاه لطف عظیم حضرت لطیف در روز قیامت‌اند،

❇️ مقام «الرائد» امام حسن مجتبی (ع) به عنوان پیشقراول مواهب اخروی

🔶نقش متعالی، امام حسن (ع) نه تنها راهنمای جغرافیای بهشت، که پیشگشاینده و مفسر وجودی خودِ مواهب اخروی است.

🔶رائد برای «آب» (ماء): کوثر به مثابه دانش و حیات ابدی

🔶آب در زبان رمزآلود عرفانی، نماد علم لدنی، حیات طیبه و فیض محض است. حوض کوثر، سرچشمه این آبهاست.

🔶نقش رائد: امام حسن (ع) پیش از آنکه امام علی (ع) ساقی کوثر شود، زمینه‌ساز تشنگی و درک عظمت این آب برای واردان است. او با پیشگامی خود، حجاب غفلت را از چشمان دل سالکان می‌درید و آنان را متوجه عطش معنوی برای نوشیدن از این سرچشمه می‌کند. او “طالب العطش” را هدایت می‌کند تا “ساقی” بتواند سیراب کند.

🔶همچون کسی که در بیابان، مسافران را به سمت سرابی هدایت می‌کند که تنها او می‌داند حقیقی و گواراست.

❇️رائد «نور»

🔶نور در بهشت، تجلی ذات اقدس الهی است که همه چیز را روشن می‌کند. اما این نور برای کسی که از تاریکی دنیا آمده، می‌تواند خیره‌کننده و غیرقابل تحمل باشد.

🔶نقش رائد: امام حسن (ع) به عنوان مُهَیِّئ النُّور (آماده‌کننده برای نور) عمل می‌کند. او با حرکت تدریجی خود از ظلمت‌های صراط به سوی نورانیت حوض و بهشت، چشم دل مؤمنان را به تدریج با این شدت نور آشنا می‌سازد و مانع حیرت و نابینائی معنوی آنان می‌شود. او خود، نخستین منبع انعکاس آن نور است که قابل تحمل‌تر است.

🔶همچون یک راهنمای حرفه‌ای که کوهنوردان را پیش از طلوع خورشید به قله می‌برد تا به تدریج و بدون آسیب، شاهد طلوع باشند.

❇️رائد برای «حقیقت» (الحق): ادراک کنه اسماء و صفات الهی

🔶بهشت، عرصه تجلی حقایق و اسما و صفات الهی بدون حجاب است. درک این حقایق نیاز به آمادگی ذهنی و وجودی دارد.

🔶نقش رائد: امام حسن (ع) مُعَدِّ الْمُدرِک (آماده‌کننده ادراک) است. او با کلمات، اشارات و حضور خود، ذهن و قلب مؤمنان را برای مواجهه با حقیقت محض پیش‌پردازش  می‌کند و از شوک وجودی جلوگیری می‌نماید. او حقایق را به زبان قابل هضم برای هر درجه از ایمان ترجمه می‌کند.

🔶همچون استادی که پیش از تدریس فصل‌های سنگین، مقدمات و پیش‌نیازها را برای دانشجویان مرور می‌کند.

❇️رائد برای «رضوان»: رسیدن به مقام «خشنودی» خداوند

🔶رضوان، بالاترین درجه بهشت است که یعنی خشنودی خداوند از بنده و خشنودی بنده از خداوند. این یک حالت وجودی است، نه یک مکان.

🔶نقش رائد: امام حسن (ع) مُعِدُّ القَلْبِ لِلقَبُول (آماده‌کننده قلب برای پذیرش رضوان) است. او با نشان دادن نشانه‌ها و ثمرات رضایت الهی در طول مسیر، شوق و اشتیاق واصلان را به این مقام برمی‌انگیزاند و قلب آنان را از تعلقات دنیوی و اخروی پایین‌تر تخلیه می‌کند تا آماده تحلیه به این نعمت بزرگ شود.

🔶همچون مشاوری که پیش از رسیدن به هدف نهایی (مثلاً کسب یک مقام معنوی)، روحیه و نگرش فرد را برای پذیرش و لذت بردن از آن آماده می‌سازد.

❇️رائد برای «لقاء الله»: دیدار حضرت حق

🔶«لقاء الله» غایت الغایات و نهایت سیر سالک است. این دیدار، به معنای شهود جلال و جمال الهی در بالاترین مراتب ممکن برای مخلوق است.

🔶نقش رائد: اینجا اوج نقش امام حسن (ع) است. او پیشقراول در سیر الی الله است. او نخستین کسی است که از میان امت، این مسیر را تا نزدیک‌ترین نقطه ممکن می‌پیماید و بازمی‌گردد تا مسیر را نشانه‌گذاری وجودی کند.

✨🔆الانشقاق : 6   يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيهِ

🔆اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى كرد!

حضور او به واردان آرامش می‌بخشد زیرا می‌بینند کسی این راه رفته و سالم بازگشته است. او کشف‌کننده طریق وادی عشق و حیرت است. امام حسن (ع) آیین‌نامه سلوک در آخرت را با وجود خود می‌نویسد.

🔶همچون آشنای قلل که پیش از دیگران، مسیر صعود به قله را شناسایی و علامت گذاری می‌کند تا برای دیگران ممکن و قابل درک شود. او ثابت می‌کند که رسیدن به قله «لقاء» ممکن است.

❇️مهندس عطش

امام حسن مجتبی (ع) در مقام «الرائد»، تنها یک راهنمای جغرافیایی نیست. او مهندس عطش است که:

عطش‌زائی می‌کند تا میل به آب را برانگیزاند.

دیده‌وری می‌کند برای نور.

فهم را آماده می‌کند برای ملاقات با حقیقت.

ظرفیت ایجاد می‌کند برای حضور در رضوان.

و جرأت و امید می‌بخشد برای لقاءالله.

☀️ نقش  رائدیت امام حسن مجتبی علیه السلام، تکمیل‌کننده نقش «الساقی» (امام علی ع) و «الآمر» (امام حسین ع) است. بدون این پیشگامی وجودی، مواجهه با آن مواهب عظیم ممکن بود برای روح‌های ناآماده، موجب حیرت، شکست یا حتی انکار شود. امام حسن (ع) با رائدیت خود، پذیرائی و بهره‌وری از همه نعمات اخروی را ممکن، مطبوع و معنادار می‌سازد.

❇️کام خود به کلام حسنی بگیریم

🔅🌼 برکات حاصل از رفت و آمد  در مساجد🌼🔅

🌷🔆 قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏ مَنْ أَدْمَنَ الِاخْتِلَافَ إِلَى الْمَسَاجِدِ لَمْ يَعْدَمْ وَاحِدَةً مِنْ سَبْعٍ أَخاً يَسْتَفِيدُهُ فِي اللَّهِ أَوْ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً أَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً أَوْ آيَةً مُحْكَمَةً تَدُلُّ عَلَى هُدًى أَوْ إِنَّهُ أَظُنُّهُ قَالَ سُدَّةً أَوْ رِشْدَةً تَصُدُّهُ عَنْ رَدًى أَوْ يَتْرُكُ ذَنْباً حَيَاءً أَوْ تَقْوَى‏[8]

🔆هر کس فرصت هایی از شب و روز خود را در مسجد قرار دهد یکی از هشت فایده شاملش می شود:برهان و نشانه ای – برای معرفت – دوست و برادری سودمند، دانش و اطلاعاتی جامع، رحمت و محبّت عمومی، سخن و مطلبی که او را هدایت گر باشد، – توفیق اجباری – در ترک گناه به جهت شرم یا به جهت تقوای الهی.

🔅🌼 مسجد میدان برکات الهی🌼🔅

🌷🔆وَ قَالَ ع‏ مَنْ أَدَامَ‏ الِاخْتِلَافَ‏ إِلَى‏ الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَى ثَمَانٍ آيَةً مُحْكَمَةً وَ أَخاً مُسْتَفَاداً وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً وَ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً وَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدَى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَيَاءً أَوْ خَشْيَةً.[9]

🔆امام مجتبى عليه السلام فرمود: «كسى كه به مسجد رفت و آمد (تردّد) داشته باشد، بر يكى ـ يا بيشتر ـ از نعمتهاى هشتگانه دسترسى پيدا خواهد نمود:

 ۱ ـ استدلالهاى استوار و محكم در امور دينى خود (اعتقادى، فقهى، سياسى و…)؛

 ۲ ـ دستيابى به دوستان سودمندى كه تردّد با آنها مايه بهره ورى است؛

 ۳ ـ معلومات و دانش تازه و شگفت انگيز؛

 ۴ ـ رحمت و نعمتى كه چشم به راه اوست؛

 ۵ ـ دستيابى به سخنان هدايت كننده اى كه شخص را به راه راست رهبرى مى كند؛

 ۶ ـ دستيابى به مطالبى كه انسان را از پستيها و ضد ارزشها دور مى دارد؛

 ۷ ـ دورى از گناه و محرمات يا بدان جهت كه ترك گناه را دوست مى دارد؛

 ۸ ـ دورى از گناه و محرمات يا به جهت شرم و حیاء و خشیت الهی.

❇️مسجد میقات الهی

مسجد را مثل غار حراء و طور سیناء تلقی نمایید!

با ایمان و ادب و اطمینان وارد مسجد شوید!

مسجد را به حق و با ایمان و یقین خانه خدا تلقی کنید!

خود را میهمان ویژه خدا حساب نمایید!

❇️مسجد و هشت دروازه عنایات خاص الهی

1-آیت محکم: از دست‌یابی به آیه محکم تا تبدیل به آیه محکم خدا شدن، حکیم شدن، تبدیل به سخنگوی خدا شدن، تبدیل به آیت الله رخشان و درخشان شدن.

2-اخ مستفاد: از برادران زمینی تا آسمانی از انسی تا مَلَکی، از عام تا خاص، از اولیاء تا انبیاء

3-علم مستطرف: علوم ناب و خاص، با دست‌یابی به فناوری‌های متعالی

4-رحمت منتظَر: رحمت الهی عاشق و در جستجوی مقیمان مسجد

5-کلمه مدلّل: مثل روحی که به جان آدمی دمیده می شود، در باطن آدمی نیروی سخنگو و هدایتگر الهی کاشته می می‌شود، تلطیف و حضور قلب و با تجهیز مامور ویژه خدای متعال همراه است.

6-ترد از هلاکت: سپر و حفاظی الهی آنها را از حوادثات پیش بینی نشده جلوگیری میکنند

7-ترک ذنوب:

8-حیاء و خشیت: غرق پاکی و توجه محض به درگاه الهی و تجربه دانشمندی

❇️خشیت الهی نشان نورانیت علم

✨🔆فاطر : 28   وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ كَذلِكَ إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفُورٌ

🔆و از انسانها و جنبندگان و چهارپايان انواعى با رنگهاى مختلف، (آرى) حقيقت چنين است: از ميان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او مى‏ترسند؛ خداوند عزيز و غفور است!

❇️آداب حضور در مسجد را رعایت کنیم

مثل یک میهمان ویژه وارد خانه خدا شوید!

✨🔆 الأعراف : 31   يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ

🔆 اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد! و (از نعمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد!

💫🔆 مجمع البيان‏ «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» أي‏ خُذُوا ثِيَابَكُمُ الَّتِي تَتَزَيَّنُونَ بِهَا لِلصَّلَوةِ فِي الْجُمُعَاتِ وَ الْأَعْيَادِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلَامُ.[10]

💫🔆 مجمع البيان: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» یعنی، زیبایی‌های خود را که برای نماز جمعه و عیدها به کار می‌برید، از هر مسجدی بگیرید. این روایت از امام ابو جعفر باقر (علیه السلام) است.

💫🔆 عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ:

«خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» قَالَ: يَعْنِي الْأَئِمَّةَ. [11]

💫🔆 از حسین بن مهران، از امام ابی عبیدالله (علیه السلام)، در تفسیر آیه خداوند تعالی: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» فرمودند: این یعنی ائمه (امامان).

🔅🌼 صِفْ لِي رَبَّكَ 🌼🔅

🌷🔆عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَقَالَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ صِفْ لِي رَبَّكَ حَتَّى كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ فَأَطْرَقَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع مَلِيّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَكُنْ لَهُ أَوَّلٌ مَعْلُومٌ‏  وَ لَا آخِرٌ مُتَنَاهٍ وَ لَا قَبْلٌ مُدْرَكٌ وَ لَا بَعْدٌ مَحْدُودٌ وَ لَا أَمَدٌ بِحَتَّى‏  وَ لَا شَخْصٌ فَيَتَجَزَّأَ وَ لَا اخْتِلَافُ‏ صِفَةٍ فَيَتَنَاهَى‏  فَلَا تُدْرِكُ الْعُقُولُ وَ أَوْهَامُهَا وَ لَا الْفِكَرُ وَ خَطَرَاتُهَا وَ لَا الْأَلْبَابُ وَ أَذْهَانُهَا صِفَتَهُ فَتَقُولَ مَتَى‏  وَ لَا بُدِئَ مِمَّا وَ لَا ظَاهِرٌ عَلَى مَا وَ لَا بَاطِنٌ فِيمَا وَ لَا تَارِكٌ فَهَلَّا  خَلَقَ الْخَلْقَ فَكَانَ بَدِيئاً بَدِيعاً ابْتَدَأَ مَا ابْتَدَعَ وَ ابْتَدَعَ مَا ابْتَدَأَ وَ فَعَلَ مَا أَرَادَ وَ أَرَادَ مَا اسْتَزَادَ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ.[12]

🔆امام حسن علیه‌السلام فرمود: سپاس خدایی راست که هرگز او را آغازی معلوم نباشد و آخری پایان‌پذیر نبود نه پیشینه‌ای قابل دریافت و نه بعدی محدود و نه غایتی معین و نه جهتی که تقسیم شود، نه اختلاف صفتی که متناهی گردد. پس نه خردها و اوهام آنها و اندیشه‌ها و دریافت‌های آنها و نه هوش‌ها و ذهنیت‌های آنها صفت او را درنیابند تا بگویند: کجاست.

نه برآمده‌ی از چیزی است و نه آشکار است بر چیزی و نه نهفته است در چیزی و نه گسسته از چیزی است که کجا باشد. خلق را آفرید و در آن زمان آغازگر و مبتکر بود، و آنچه را که شروع کرد، نوآوری کرد و در آنچه که نوآوری کرد، آغازگر بود و آنچه را که اراده کرد، انجام داد و آنچه را که پیوست کرد، اراده کرد. او همان پروردگار جهانیان است.

🔅🌼ترجمه دوم 🌼🔅

🌿 به سندی که به بلندای مقام ائمه(ع) رسیده، روایت شده که:

مردی نزد حسن بن علی(ع) آمد و گفت: «ای پسر رسول خدا! پروردگارت را برایم چنان وصف کن که گویی او را به چشم می‌بینم.»

امام حسن بن علی(ع) سکوتی به درازا کشید [و به تأمل فرو رفت]. سپس سر برداشت و فرمود: «ستایش از آنِ خدایی است که نه ابتدای معلومی دارد و نه انتهای محدودی؛ نه “پیشینی” است که درک شود و نه “پسینی” که مرزی داشته باشد؛ نه به حدّی است که پایان پذیرد و نه شخصیتی است که جزء جزء شود؛ و نه اختلاف صفتی(رفت و آمد صفات به درگاه او) که به نهایت برسد.

پس، نه عقل‌ها و پندارهایشان، و نه اندیشه‌ها و خطوراتشان، و نه خردها و اذهانشان، هرگز به کنه صفتش راه نیابند تا بپرسند: “کی بود؟” و “از چه آغاز شد؟” و “بر چه ظاهر گشت؟” و “در چه نهفت؟” و “چرا بازایستاد؟ که چرا آفرینش را نیافرید؟!”

بلکه [او] آغازگر و  نوآور است؛ 

آنچه را که به بداعت آفرید، آغاز کرد و آنچه را آغاز نمود، بدعت نهاد؛ 

آنچه را اراده کرد، به انجام رسانید و آنچه را افزود، اراده فرمود. 

این است الله، پروردگار جهانیان.»

🔅🌼 ترجمه‌ی دقیق و تخصصی فرازها 🌼🔅

🔶1. وَ لَا قَبْلٌ مُدْرَكٌ

و نه اینکه «پیشِ» ادراک‌پذیری باشد.

«قَبْل» به معنای «پیش» در بُعد زمانی است. «مُدْرَك» به چیزی اطلاق می‌شود که قابل درک و رسیدن توسط حواس یا عقل باشد.

🔶2. وَ لَا بَعْدٌ مَحْدُودٌ

و نه «پسِ» محدود و متناهی‌ای است.

«بَعْد» مقابل «قبل» و به معنای «پس» در زمان است. «مَحْدُود» به معنای دارای حد و مرز مشخص است.

🔶3. وَ لَا أَمَدٌ بِحَتَّى‏

و نه برهه و مدت زمانی است که به نقطه‌ی پایان برسد.

«أَمَد» به معنی مدت، زمان، یا برهه‌ای است که ابتدا و انتها دارد (مانند یک بازه‌ی زمانی). «بِحَتَّى» به معنای «تا آنجا که» یا «تا نقطه‌ای که» است و بر پایان‌پذیری تأکید دارد. این جمله تأکید دیگری بر نامحدود بودن خداوند در قید زمان است.

وَ لَا شَخْصٌ فَيَتَجَزَّأَ

نه دارای اندام(شبح، شکل، تمثال، جسم) پس به این خاطر تجزیه شود

🔶4. وَ لَا اخْتِلَافُ‏ صِفَاتٍ فَيَتَنَاهَى

صفت به او رفت و آمد ندارد تا پایان‌پذیر شود

صفات به درگاه او راه ندارند!

🔶5. فَتَقُولَ مَتَى‏ وَ لَا بُدِئَ مِمَّا وَ لَا ظَاهِرٌ عَلَى مَا وَ لَا بَاطِنٌ فِيمَا

 تا بگویند: «کی [بود]؟» و «از چه [آغاز شد]؟» و «بر چه [ظاهر گشت]؟» و «در چه [مستور بود]؟»

این جمله، سؤالاتی است که عقل محدود در مواجهه با موجودی نامحدود می‌پرسد. «مَتَى» (کی) نفی زمانمندی است. «بُدِئَ مِمَّا» (از چه آغاز شد) نفی علت فاعلی و ماده‌ی اولیه برای خداوند است. «ظَاهِرٌ عَلَى مَا» (بر چه ظاهر است) نفی مکان و ظرف برای ذات الهی است. «بَاطِنٌ فِيمَا» (در چه نهان است) نفی هرگونه حیطه و محیطی بر خداوند است.

🔶6. وَ لَا تَارِكٌ فَهَلَّا خَلَقَ الْخَلْقَ

و نه بازایستاده‌ای است که [از او بپرسند] چرا آفرینش را نیافرید؟

«تَارِك» به معنای کسی که کاری را رها کند یا ترک نماید. «فَهَلَّا» حرف تحریض است به معنای «چرا نکرد؟». این عبارت نفی هرگونه سستی، کاهلی، یا تغییر اراده در خداوند است. اراده‌ی او تابع هیچ عامل خارجی نیست

🔶7. فَكَانَ بَدِيئاً بَدِيعاً

پس [او] آغازگر نوآور بود ،

«بَدِيء» آغازگر. «بَدِيع» به معنای پدیدآورنده‌ی شگفت و بی‌سابقه (مبدع).

🔶8. ابْتَدَأَ مَا ابْتَدَعَ

آنچه را [که از پیش نمونه‌ای نداشت] ابداع کرد، آغاز نمود.

«ابْتَدَعَ» (ابداع) به معنای آفریدن چیزی بدون الگو و سابقه است (خلق از عدم). «ابْتَدَأَ» (آغاز کردن) اشاره به اراده و ایجاد همان چیز بی‌سابقه دارد. این جمله بر قدرت خدا بر خلقالساعه و بدون ماده‌ی اولیه تأکید دارد.

🔶9. وَ ابْتَدَعَ مَا ابْتَدَأَ

و آنچه را آغاز نمود [بی‌هیچ الگویی] ابداع کرد.

این جمله تأکید معکوس همان مفهوم قبلی است و بر این دلالت دارد که هرچه را خدا اراده به آفرینش آن کند، بلافاصله و بدون نیاز به الگو، ابداع می‌شود.

🔶10. وَ فَعَلَ مَا أَرَادَ

و به انجام رسانید، ‌آنچه را اراده کرد،

این جمله بیانگر قدرت مطلقه و مشیت الهی است. بین اراده‌ی خدا و فعل او (فِعل) هیچ فاصله و مانعی وجود ندارد. «إراده» علت تامه‌ی «فعل» است.

🔶11. وَ أَرَادَ مَا اسْتَزَادَ

به اراده‌اش افزود

«اسْتَزَادَ» از «استزادة» به معنای «طلب افزایش کردن» است. اما از آنجا که ذات خداوند بی‌نیاز و کامل مطلق است، این افزایش، نه در ذات که در ظهور صفات و افعال اوست. یعنی خداوند آنچه را اراده می‌کند که تجلی جدیدی از قدرت و حکمتش باشد و بر شکوه خلقت بیفزاید، بدون آنکه خود ذره‌ای نیازمند شود. این بالاترین درجه‌ی غنای ذاتی است.

🔶12. ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ

این است الله، پروردگار جهانیان.

🔅🌼 ترجمه دقیق با تفسیر کوتاه🌼🔅

💫جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَقَالَ لَهُ: یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ صِفْ لِي رَبَّكَ حَتَّى كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَیْهِ

 مردی نزد حسن بن علی(ع) آمد و به او گفت: «ای پسر رسول خدا! پروردگارت را برایم چنان وصف کن که گویی دارم به او می‌نگرم.»

 این درخواست، نشان‌دهنده‌ی طلب شناخت شهودی و حقیقی است، نه صرفاً شناخت مفهومی. مرد می‌خواهد خدا را آنچنان بشناسد که گویی با چشم قلب او را مشاهده می‌کند.

💫فَأَطْرَقَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع مَلِيّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ

پس حسن بن علی(ع) به مدت طولانی سر به زیر افکند (و به تأمل پرداخت)، سپس سر برداشت.

این سکوت و تأمل طولانی («مَلِيّاً») نشان‌دهنده‌ی عظمت و سنگینی پرسش است.

💫فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَكُنْ لَهُ أَوَّلٌ مَعْلُومٌ

پس فرمود: «ستایش از آنِ خدایی است که هیچ آغاز معلوم و مشخصی برای او نبوده است.»

به علم نتوان از او سخن گفت.

علم نهایت است، مبدا هر چیزی است، از مشیت پیش است اما در سخن از او ناتوان است.

امام(ع) پاسخ را نه با توصیف ذات (که ناممکن است)، بلکه با توصیف سلبى (نفی نواقص) و با حمد و ثنا آغاز می‌کنند. «لَمْ يَكُنْ لَهُ أَوَّلٌ» نفی مطلق هرگونه آغاز، حتی آغازِ نامعلوم را می‌رساند. کلمه «مَعْلُوم» تأکید می‌کند که نه تنها آغازى ندارد، بلکه اساساً تصور «آغاز» برای ذات او یک تصور باطل و نارواست.

💫وَ لَا آخِرٌ مُتَنَاهٍ

«و هیچ پایان به کمال رسیده و محدودی ندارد.»

«مُتَنَاهٍ» از ریشه «نَهْي» به معنای چیزی است که به پایان و نهایت خود رسیده باشد. این عبارت نفی هرگونه انتها، انقطاع و محدودیت زمانی از سوی دیگر از ذات الهی است.

💫وَ لَا قَبْلٌ مُدْرَكٌ

«و نه “قبل” و پیشینی ادراک‌پذیری است.»

«قَبْل» به مفهوم تقدم زمانی است. «مُدْرَك» یعنی چیزی که قابل درک و حصول باشد. این عبارت نفی می‌کند که خداوند در یک بازه‌ی زمانی قابل درک (مثل گذشته‌ی بسیار دور) قرار داشته باشد. ذات او فوق ادراک در زمان است.

💫وَ لَا بَعْدٌ مَحْدُودٌ

«و نه “بعد” و پسینی محدود و متناهی است.»

«بَعْد» به مفهوم تأخر زمانی است. «مَحْدُود» به معنای دارای حد و مرز است. این عبارت نفی می‌کند که وجود خداوند تا یک نقطه‌ی محدود در آینده ادامه خواهد داشت. وجود او نامحدود و فوق زمان است.

💫وَ لَا أَمَدٌ بِحَتَّى‏

«و نه برهه و مدت زمانی است که به نقطه‌ی پایان برسد.»

«أَمَد» به معنى مدت و زمانى است كه ابتدا و انتها دارد. «بِحَتَّى» بر پایان‌پذیری تأکید می‌کند. این جمله تأکید دیگری بر نامحدود بودن خداوند در قید زمان است.

💫وَ لَا شَخْصٌ فَیَتَجَزَّأَ

«و نه شخص و جسمی است که جزءجزء شود.»

«شَخْص» در اینجا به معنای کالبد فیزیکی و جسم متشکل از اجزا است. این عبارت نفی هرگونه جسمانیت، ترکیب، تقسیم‌پذیری و مکان‌مندی از ذات الهی است. خداوند بسیط الحقیقه و غیرمتناهی است.

💫وَ لَا اخْتِلَافُ صِفَةٍ فَیَتَنَاهَى

«و نه ورود صفات به درگاهش، و نه گردش و رفت و آمد صفات به حریم بی‌همتایش»

💫فَلَا تُدْرِكُ الْعُقُولُ وَ أَوْهَامُهَا وَ لَا الْفِكَرُ وَ خَطَرَاتُهَا وَ لَا الْأَلْبَابُ وَ أَذْهَانُهَا صِفَتَهُ

«پس، نه عقل‌ها و پندارهایشان، و نه اندیشه‌ها و خطوراتشان، و نه خردها و اذهانشان، هرگز به کنه صفتش راه نمی‌یابند.»

این جمله تأکید می‌کند که تمام قوای ادراکی انسان (عقل، وهم، فکر، قلب، ذهن) در شناخت حقیقت ذات و صفات الهی ناتوان هستند. این ناتوانی ذاتی این قواست، نه به خاطر کوتاهی و نقصان سعی و تلاش.

ناتوانی ذاتی عقل از درک حقیقت ذات الهی.

💫فَتَقُولَ مَتَى‏ وَ لَا بُدِئَ مِمَّا وَ لَا ظَاهِرٌ عَلَى مَا وَ لَا بَاطِنٌ فِيمَا وَ لَا تَارِكٌ فَهَلَّا خَلَقَ الْخَلْقَ

«تا بگویند: “کی [بود]؟” و “از چه [آغاز شد]؟” و “بر چه [ظاهر گشت]؟” و “در چه [مستور بود]؟” و “نه بازایستاده‌ای است که [از او بپرسند] چرا آفرینش را نیافرید؟!”»

این سؤالات، پرسش‌های ذهن محدود در مواجهه با نامحدود است:

مَتَى: نفی زمانمندی.

بُدِئَ مِمَّا: نفی علت فاعلی و ماده‌ی اولیه (خداوند لا علت است).

ظَاهِرٌ عَلَى مَا: نفی مکان و ظرف برای ذات الهی.

بَاطِنٌ فِيمَا: نفی هرگونه حیطه و محیطی بر خداوند.

تَارِكٌ فَهَلَّا: نفی هرگونه سستی، کاهلی، یا تغییر اراده. اراده‌ی او ذاتی و همیشگی است.

💫فَكَانَ بَدِيئاً بَدِيعاً

«بلکه [او] همواره بدیء و بدیع.»

او آغازگر بی‌آغاز و نوآور بی‌نو

💫ابْتَدَأَ مَا ابْتَدَعَ

«آنچه را [که از پیش نمونه‌ای نداشت] ابداع کرد، آغاز نمود.»

«ابْتَدَعَ» (ابداع) به معنای آفریدن چیزی بدون الگو و سابقه است (خلق از عدم). «ابْتَدَأَ» (آغاز کردن) اشاره به اراده و ایجاد همان چیز بی‌سابقه دارد.

💫وَ ابْتَدَعَ مَا ابْتَدَأَ

«و آنچه را آغاز نمود [بی‌هیچ الگویی] ابداع کرد.»

این جمله تأکید معکوس همان مفهوم قبلی است و بر این دلالت دارد که هرچه را خدا اراده به آفرینش آن کند، بلافاصله و بدون نیاز به الگو، ابداع می‌شود.

💫وَ فَعَلَ مَا أَرَادَ

«و آنچه را اراده کرد، به انجام رسانید.»

این جمله بیانگر قدرت مطلقه و مشیت الهی است. بین اراده‌ی خدا و فعل او هیچ فاصله و مانعی وجود ندارد.

💫وَ أَرَادَ مَا اسْتَزَادَ

«و آنچه را [که شایسته‌ی افزودن به تجلیات کمالی خویش دید] اراده فرمود.»

«اسْتَزَادَ» به معنای «طلب افزایش کردن» است. این افزایش نه در ذات خدا، بلکه در ظهور صفات و افعال او در عالم خلقت است. او آنچه را اراده می‌کند که تجلی جدیدی از قدرت و حکمتش باشد.

💫ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ

«این است الله، پروردگار جهانیان.»

❇️تبیین فراز «فَكَانَ بَدِيئاً بَدِيعاً ابْتَدَأَ مَا ابْتَدَعَ وَ ابْتَدَعَ مَا ابْتَدَأَ»

۱. تحلیل واژگان کلیدی:

🔶بَدِيئاً : از ریشه «بدء» به معنای «آغازگر» و «وجود دهنده از عدم».

🔶بَدِيعاً : از ریشه «بدع» به معنای «آفریننده بی‌سابقه» و «پدیدآورنده نوآور». این واژه بر «خلق بدون نمونه پیشین» تأکید دارد. این صفت، نوآوری مطلق خداوند در خلقت را نشان می‌دهد.

🔶ابْتَدَأَ: فعل از «بدء» به معنای «آغاز کرد».

🔶ابْتَدَعَ: فعل از «بدع» به معنای «ابداع کرد» یا «به وجود آورد بدون نمونه».

✨🔆يونس : 4   إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ بِالْقِسْطِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميمٍ وَ عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ

✨🔆يونس : 34   قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ قُلِ اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ

✨🔆الأنبياء : 104   يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلينَ

✨🔆العنكبوت : 20   قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ

✨🔆السجدة : 7   الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ

✨🔆البروج : 13   إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعيدُ

✨🔆البقرة : 117   بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ

✨🔆الأنعام : 101   بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ

🔶«فَتَقُولَ مَتَى‏ وَ لَا بُدِئَ مِمَّا وَ لَا ظَاهِرٌ عَلَى مَا وَ لَا بَاطِنٌ فِيمَا وَ لَا تَارِكٌ فَهَلَّا»

🔶فَتَقُولَ مَتَى‏: “پس می‌گویید: کی؟” (نفی زمانمندی)

🔶وَ لَا بُدِئَ مِمَّا: “و [نمی‌پرسید] از چه [آغاز شد]؟” (نفی علت فاعلی و ماده اولیه)

🔶وَ لَا ظَاهِرٌ عَلَى مَا: “و [نیست] ظاهر بر چیزی” (نفی مکان و ظرف)

🔶وَ لَا بَاطِنٌ فِيمَا: “و [نیست] باطن در چیزی” (نفی حیطه و محیط)

🔶وَ لَا تَارِكٌ فَهَلَّا: “و [نیست] بازایستاده‌ای که [بپرسیم] چرا [خلق نکرد]؟” (نفی سستی و تغییر اراده)

ساختار نحوی، به شکل حذفِ فعلِ ربطی (مثل “هو” یا “يكون”) است که بر فوریت و حذف هرگونه واسطه در نفی این امور از ذات الهی تأکید دارد.

💫 تبیین فلسفی-عرفانی عبارت:

این جمله، در حقیقت، پاسخ پیشینیِ الهی به پرسشهای پسینیِ انسانی است. ذهن محدود انسان، هنگامی که با مفهوم وجود نامحدود مواجه می‌شود، ناخودآگاه این سؤالات را می‌پرسد. امام(ع) با این عبارت، به زیبایی نشان می‌دهد که این پرسش‌ها اساساً مربوط به مخلوقات است و انتساب آنها به خالق، محال و باطل است.

✨نفی زمانمندی (نفی «متی» – کِی):

پرسش انسانی: خداوند “کی” یا در چه زمانی وجود داشته است؟

پاسخ الهی: «لَا مَتَى» (هیچ “کی”یی در کار نیست). زمان، مخلوق خداوند و مقوله‌ای مادی است. ذات الهی، متعالی از زمان است. او بر زمان احاطه دارد، نه در آن محصور است. این مفهوم، قدم ذاتی خداوند را بیان می‌کند.

✨نفی علت و ماده (نفی «ممّا» – از چه):

پرسش انسانی: خداوند از “چه” چیزی یا به دست “چه” کسی به وجود آمده است؟

پاسخ الهی: «لَا مِمَّا» (هیچ “از چه”یی در کار نیست). این پرسش، ناشی از عادت ذهن انسان به علل فاعلی و مادی است. خداوند، معلل العلل است و خود، لا علت است.

✨نفی مکان و ظرف (نفی «علی ما» – بر چه):

پرسش انسانی: خداوند “بر” چه چیزی قرار دارد؟ در کجا است؟

پاسخ الهی: «لَا عَلَى مَا» (هیچ “بر چه”یی در کار نیست). مکان، نیز از مخلوقات است. خداوند متعالی از مکان است. او بر عالم احاطه دارد، نه اینکه در جایی از آن محصور باشد. این، نفی تجسیم و جهت‌داری از خداوند است.

✨نفی حیطه و محیط (نفی «فیما» – در چه):

پرسش انسانی: خداوند “در” چه چیزی جای دارد؟ در چه محیطی است؟

پاسخ الهی: «لَا فِيمَا» (هیچ “در چه”یی در کار نیست). این، نفی مکان است. نه تنها خداوند در جایی نیست، بلکه هیچ چیزی بر او احاطه ندارد. او او معمار محیط خالق و سلطان همه چیز است، نه محاط در چیزی. این، نفی محدودیت و متناهی بودن ذات الهی است.

✨نفی سستی و تغییر اراده (نفی «تَارِكٌ فَهَلَّا» – بازایستاده‌ای که چرا نکرد):

پرسش انسانی: اگر خداوند ازلی است، چرا خلق کردن را “زودتر” شروع نکرد؟ چرا بازایستاد؟

پاسخ الهی: «لَا تَارِكٌ» (هیچ بازایستادگی و سستی در کار نیست). این پرسش، ناشی از تصور زمانی بودن اراده الهی است.

«رائد» و پیشقراول تکامل

💫رائد به عنوان «مُهَیِّئِ ظرفیت‌های وجودی»

امام حسن (ع) «معدّ» و آماده‌کننده برای نوشیدن جام کوثر است.

🔶«تجلی‌گرافی»:

 امام حسن (ع) تنها راهنمای جغرافیایی نیست، بلکه کسی است که «ظرفیت» دریافت را در وجود مؤمن ایجاد می‌کند.

🔶 جام اسم اعظم:

 همان‌طور که برای دیدن خورشید نیاز به چشم سالم است، برای نوشیدن کوثر که تجلی «اسم اعظم» است، نیاز به «کامِ حسنی» وجود دارد. امام حسن (ع) با جود و بخشش گسترده‌ای که در دنیا داشتند (معروف به کریم اهل‌بیت)، در دل‌ها سعه ایجاد می‌کنند تا بتوانند آن فیض عظیم را در قیامت تحمل کنند. ایشان «مُزَیِّن» مؤمنان در باطن هستند تا توسط امام رضا (ع) زینت تکمیل یابند.

💫راز «صلح حسنی» به عنوان از جمله بزرگ‌ترین عمل رائدانه

🔶 امام حسن (ع) در شرایطی که جامعه اسلامی دچار تفرقه و ضعف ایمان شده بود، با یک تصمیم استراتژیک (صلح)، «هسته‌ی مقاومت» را حفظ کرد. اگر آن صلح نبود، شیعه کاملاً ریشه‌کن می‌شد و هیچ کسی برای قیام امام حسین (ع) باقی نمی‌ماند.

🔶 امام حسن (ع) در دنیا، «رائد» و نگهبانِ نهضت عاشورا بود و در آخرت، «رائد» و راهنمای شیعیان به سوی حوضی که ثمره‌ی خون شهداست. ایشان مسیر را برای «آمر» (امام حسین ع) هموار کردند.

💫 رائد و «عصب حسنی» (درک لطیفه‌های معنوی)

حس مشترک و معنوی.

🔶 انسان‌ها در قیامت با درجات مختلفی از بصیرت مواجه می‌شوند. بسیاری از نعمت‌های بهشت تنها با «حس معنوی» قابل درک هستند. امام حسن (ع) که تجلی‌گر نام «حسین» (به معنای کوچک‌کننده رنج) و خود دارای اسم «حسن» (به معنای زیبایی) است، حواس ظاهری و باطنی ما را در قیامت فعال می‌کند تا زیبایی‌های جمال و جلال الهی را درک کنیم. بدون رائدیت ایشان، انسان در بهشت هم ممکن است از کثرت نعمت‌ها «حیران» و «مبهوت» بماند و لذت نبرد.

💫 تکمیل بخش برکات مسجد (پیوند رائدیت با مسجد)

🔶 مسجد بعنوان «حوض کوثر دنیوی» است. همان‌طور که امام حسن (ع) در قیامت رائد حوض کوثر است، در دنیا نیز رفت و آمد به مسجد که توصیه‌ی ایشان است، انسان را به سوی معرفت و آب حیات رهنمون می‌سازد.

🔶 هشت فایده‌ی مصاحبت مسجد، همان ابزارها و تجهیزاتی هستند که «رائد» مسیر (امام حسن ع) در اختیار سالک قرار می‌دهد تا در صحرای قیامت گم نشود. مسجد محل تمرینِ دیدن با «چشم دل» است که رائد اصلی آن در قیامت، امام حسن (ع) خواهد بود.

💫جمع‌بندی منظومه «رائدیت»

🔶 امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) با مقام «رائد»، حلقه‌ی اتصال بین «غریبیِ قیامت» و «آشناییِ بهشت» هستند. ایشان با سیره‌ی خود در دنیا (سخاوت، صلح، و عبادت)، الگویی از «تسلیم و سازگاری با حق» را ارائه دادند تا مؤمنان بیاموزند چگونه در برابر طوفان‌های قیامت و هیبت حوض کوثر، خود را آماده کنند. ایشان «مهندس عطش» هستند که قبل از رسیدن به ساقی (امام علی ع)، در جان ما تشنگیِ حق ایجاد می‌کنند تا نوشیدن، لذت‌بخش و شفابخش باشد.

💫 رائد خورشید

🔶 «رائدیت» امام حسن (ع)، هم در مدیریت تاریخی اسلام (حفظ دین) و هم در مدیریت سلوک فردی (آماده‌سازی روح) تجلی دارد.

❇️لطائفی از رائد آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم

۱. امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) رائدی است که با شعاع جود و کریم‌الخلقی خود، خشکیِ وجودِ تشنگان را به پیش از ورود به کوثر، سرسبز می‌نماید.

۲. آن حضرت پیشقراولی است که در صحرای محشر، با نورِ وجودِ خود، مسیرِ صراط را برای شیعیان چنان روشن می‌کند که گویی نه از ترسِ هولِ قیامت و نه از هیبتِ حساب، هراسی در دل نیست.

۳. رازِ رائدیتِ ایشان در آمیختنِ زیباییِ «حسن» با عظمتِ «حسین» است؛ زیبایی‌ که دل را می‌رباید و عظمت‌ که از گمراهی باز می‌دارد.

۴. همان‌گونه که در دنیا با صلحِ حکیمانه‌اش، تنِ اسلام را از شکستِ قطعی نجات داد، در آخرت با رائدیتِ ملکوتی، روحِ مؤمنان را از حیرتِ ورود به حضرت قدس رهایی می‌بخشد.

۵. امام حسن مجتبی علیه السلام  مهندسی است که عطشِ لقاء را در کالبدِ سالکان دمیده تا جامِ کوثر، نوشیدنیِ گوارا برای کامِ تشنه‌ی معرفت باشد.

۶. امام حسن (ع) کلیدِ گنجِ رموزاتِ خفیه است که بدونِ اجازه‌ی مقدسش، هیچ کامی طعمِ حقیقتِ آبِ حیات را نخواهد چشید.

۷. حضرت امام حسن ع رائدی است که با سیره‌ی بخششِ خویش، ظرفیتِ دریافتِ فیضِ اهل‌بیت را در جانِ ما تا بی‌نهایت گسترش می‌دهد.

۸. در منظومهِ ولایت، رائدیتِ امام حسن (ع) پلی است که تاریکیِ دنیا را به روشناییِ قیامت و سرابِ دنیا را به کوثرِ جاودانه پیوند می‌زند.

۹. آن حضرت چراغِ دل‌هاست که پیش از طلوعِ خورشیدِ حقیقت، افقِ وجودِ بندگان را برای دیدنِ جمالِ ربانی روشن می‌سازد.

۱۰. رائدِ کوثر، کسی است که با عصبِ حسنیِ خود، حواسِ ظاهری و باطنی ما را چنان تیز می‌کند که هراس از غربتِ قیامت، به شوقِ وصال تبدیل گردد.

۱۱. حضرت پیشگامی است که با قدم‌های رحمانی، خارهای راهِ سلوک را می‌چیند و گلستانِ رضوان را برای ورودِ شیعیان آراسته می‌نماید.

۱۲. مقامِ رائدیتِ امام حسن (ع) تضمینی الهی است که هیچ مؤمنی، اگر به ولایتش تمسک جوید، در میانِ ازدحامِ قیامت، سرگردان و گم‌نام نخواهد ماند.

۱۳. وجود مقدس حضرت  مفسری است که زبانِ ناشناختهِ عالمِ برزخ را برای ما ترجمه کرده و آشناییِ محشر را هدیه‌ی دل‌های عاشق می‌نماید.

۱۴. رائدِ حوض، نگهبانِ حریمِ شفاعت است که با دیده‌ای لطف‌آمیز، مشتریانِ راستینِ بازارِ آخرت را از دور می‌شناسد و به سویِ علی (ع) هدایت می‌کند.

۱۵. امام حسن (ع) با رائدیتِ خود، به ما می‌آموزد که رسیدن به قله‌های معرفت، نیازمندِ صبر، تدبیر و آماده‌سازیِ مقدمات است.

۱۶. وجودِ مقدسِ حضرت، در برابر سراب‌های بیابان‌های فریب دنیا تشنگان را به سوی دریایی بی‌کران فرامی‌خواند.

۱۷. آن حضرت رائدی است که با علمِ لدنی خود، مراتبِ بهشت را برای هر کس به اندازهِ ظرفیتِ وجودش معین و مشخص می‌نماید.

۱۸. در سایه‌ی رائدیتِ امام حسن (ع)، مواهبِ اخروی نه تنها قابلِ درک، بلکه قابلِ لمس و چشیدن برای مؤمنانِ واقعی می‌گردد.

۱۹. حضرت پیشقراولِ تکامل است که انسان را از جمادِ نفس، به نباتِ اخلاص، و سپس به حیات عمل و بالاخره به انسانِ کامل می‌رساند.

۲۰. سرانجام، رائدِ کوثر کسی است که با یک اشاره، تمامِ رنج‌های دنیا و آخرت را به شیرینیِ یک جرعه، از یادِ عاشقان می‌زداید.

🌼علی ساعی(عبدالله مشکات) 110.141(903)🌼


[1] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) ؛ ج‏1 ؛ ص292  ابن شهر آشوب مازندرانى، علامه – قم، چاپ: اول، 1379 ق.

[2] كتاب سليم بن قيس الهلالي ؛ ج‏2 ؛ ص562  هلالى، سليم بن قيس، الهادى – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1405ق.

[3] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏6 ؛ ص401 كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[4] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏8 ؛ ص139 كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[5] البرهان في تفسير القرآن    ج‏4    78  بحرانى، هاشم بن سليمان، موسسة البعثة، قسم الدراسات الإسلامية – ايران – قم، چاپ: 1، 1415 ه.ق.

[6] ترجمه تفسير مجمع البيان    ج‏12    120  طبرسى، فضل بن حسن، فراهانى – ايران – تهران، چاپ: 1.

[7] تفسير نور الثقلين    ج‏5    194 حويزى، عبدعلى بن جمعه، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.

[8] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏80 ؛ ص386  مجلسى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

[9] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏75 ؛ ص108  مجلسى، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

[10] تفسير نور الثقلين    ج‏2    19 حويزى، عبدعلى بن جمعه، تفسير نور الثقلين، 5جلد، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.

[11] تفسير نور الثقلين    ج‏2    19 حويزى، عبدعلى بن جمعه، تفسير نور الثقلين، 5جلد، اسماعيليان – ايران – قم، چاپ: 4، 1415 ه.ق.

[12] التوحيد (للصدوق) ؛ ؛ ص45  ابن بابويه، جامعه مدرسين – ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1398ق.

درباره نویسنده

علی ساعی

ثبت کامنت
0 کامنت

نظرتون در مورد این پست چیه؟

Leave a Reply